این روزها دموکراتهای آمریکا فریاد سوسیالیسم سر دادهاند: آموزش «رایگان»، خدمات درمانی «رایگان»، و بسیاری چیزهای رایگان دیگر. پس بگذارید کمی از سوسیالیسمی که در زمان حکمرانی فیدل کاسترو از سر گذراندم، برایتان بگویم. خانهٔ زادگاه من در کوبای کمونیست، که آن را با شش خانوادهٔ دیگر شریک بودیم، زمینی کثیف داشت، توالت محقر که سوراخی بود در زمین، و سقفی رویین که در تابستانها گرمای غیرقابلتحمل بر سرمان میریخت و زمستانها سرمای استخوانسوز. ما نه آب لولهکشی داشتیم، نه یخچال، و نه دری برای حیاط پشتی خانه. با زغال آشپزی میکردیم، و مادرم در این بهاصطلاح «خانه» بهتنهایی چهار پسر را بزرگ میکرد، ۱۲ ساعت در روز کار میکرد تا هر ماه ۱۶۰ پزوی کوبا، یا تقریباً شش دلار، به خانه بیاورد.
انریکه پادرون
این روزها دموکراتهای آمریکا فریاد سوسیالیسم سر دادهاند: آموزش «رایگان»، خدمات درمانی «رایگان»، و بسیاری چیزهای رایگان دیگر. پس بگذارید کمی از سوسیالیسمی که در زمان حکمرانی فیدل کاسترو از سر گذراندم، برایتان بگویم. خانهٔ زادگاه من در کوبای کمونیست، که آن را با شش خانوادهٔ دیگر شریک بودیم، زمینی کثیف داشت، توالت محقر که سوراخی بود در زمین، و سقفی رویین که در تابستانها گرمای غیرقابلتحمل بر سرمان میریخت و زمستانها سرمای استخوانسوز. ما نه آب لولهکشی داشتیم، نه یخچال، و نه دری برای حیاط پشتی خانه. با زغال آشپزی میکردیم، و مادرم در این بهاصطلاح «خانه» بهتنهایی چهار پسر را بزرگ میکرد، ۱۲ ساعت در روز کار میکرد تا هر ماه ۱۶۰ پزوی کوبا، یا تقریباً شش دلار، به خانه بیاورد.