چرا این روزها اینقدر میشنویم که لیبرالیسم به بحران خورده، یا شکست خورده، یا حتی مرده است؟ اندیشمندان و کارشناسان، با گرایشهای ایدئولوژیک مختلف، سخت مشغول صدور گواهی مرگ لیبرالیسم و نوشتن سوگنامه برای آن هستند، و اغلب بدون آنکه بهروشنی بگویند منظورشان دقیقاً چیست. بعضیها معتقدند که لیبرالیسم نتوانسته است به وعدههای خود عمل کند. بعضیهای دیگر میگویند دقیقاً به همین خاطر که توانسته است جامعهای آزاد بر شالودههایی متزلزل، مثل خودمختاری فردی، بیطرفی در حیات نیکو، و بازارهای آزاد، بسازد، دیگر از وجهه و اهمیت افتاده است. این منتقدان شاید بین خود فرقهایی قائل باشند، اما ظاهراً همهٔ آنها متفقالقول هستند که لیبرالیسم دیگر نمیتواند از پس حل مسائل بغرنج اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ما برآید و این است که «دوامناپذیر» شده است.
دنیل کول و اورلین کرایوتو
چرا این روزها اینقدر میشنویم که لیبرالیسم به بحران خورده، یا شکست خورده، یا حتی مرده است؟ اندیشمندان و کارشناسان، با گرایشهای ایدئولوژیک مختلف، سخت مشغول صدور گواهی مرگ لیبرالیسم و نوشتن سوگنامه برای آن هستند، و اغلب بدون آنکه بهروشنی بگویند منظورشان دقیقاً چیست. بعضیها معتقدند که لیبرالیسم نتوانسته است به وعدههای خود عمل کند. بعضیهای دیگر میگویند دقیقاً به همین خاطر که توانسته است جامعهای آزاد بر شالودههایی متزلزل، مثل خودمختاری فردی، بیطرفی در حیات نیکو، و بازارهای آزاد، بسازد، دیگر از وجهه و اهمیت افتاده است. این منتقدان شاید بین خود فرقهایی قائل باشند، اما ظاهراً همهٔ آنها متفقالقول هستند که لیبرالیسم دیگر نمیتواند از پس حل مسائل بغرنج اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ما برآید و این است که «دوامناپذیر» شده است.