گزارههای کلیدی نوشتهٔ آقای طباطبایی در شمارهٔ تازهٔ سیاستنامه، یکی تأکید بر مفهوم ایرانشهری با محوریت فرهنگ است که به قول ایشان توانسته است ایران را در طول هزاران سال در چارچوبی مشخص نگاه دارد. دیگر نقد نگاه ایدئولوژیک به دین است که به نظر وی، کاری بر خلاف مسیر هویت ایرانی یا همان تفکر ایرانشهری بوده، و بهتر است به دین، نه نگاه ایدئولوژیک، بلکه به مثابه یک امر فرهنگی نگریست، چیزی که جزء ملت میشود و حیث استقلالی ندارد. بر اساس این دو اصل، همزمان، حمله به شریعتی و گاه جلال به عنوان کسانی که پیش از انقلاب، از دین ابزار سیاسی ساختهاند، مطرح شده، و این چهار دههٔ اخیر دنبالهٔرو همان نگاه ایدئولوژیک به دین توصیف شده است. به علاوه، ایشان، قومبازی در داخل ایران را هم نقد کرده، و آن را مخالف نگاه ایرانشهری دانسته و به علاوه، بستری برای نفوذ بیگانگان دانسته است. حکومتی میتواند در امتداد مسیر ایرانیت باشد که ملاحظهٔ همین نگاه ایرانشهری را بکند، نگاهی که البته از نظر میراث سیاسی، به قول خود ایشان در این نوشته، صرفاً متکی به نظام سلطنتی است و بس، و هیچ ایدهٔ دیگری از لحاظ سیاسی در آن نبوده است.
رسول جعفریان
گزارههای کلیدی نوشتهٔ آقای طباطبایی در شمارهٔ تازهٔ سیاستنامه، یکی تأکید بر مفهوم ایرانشهری با محوریت فرهنگ است که به قول ایشان توانسته است ایران را در طول هزاران سال در چارچوبی مشخص نگاه دارد. دیگر نقد نگاه ایدئولوژیک به دین است که به نظر وی، کاری بر خلاف مسیر هویت ایرانی یا همان تفکر ایرانشهری بوده، و بهتر است به دین، نه نگاه ایدئولوژیک، بلکه به مثابه یک امر فرهنگی نگریست، چیزی که جزء ملت میشود و حیث استقلالی ندارد. بر اساس این دو اصل، همزمان، حمله به شریعتی و گاه جلال به عنوان کسانی که پیش از انقلاب، از دین ابزار سیاسی ساختهاند، مطرح شده، و این چهار دههٔ اخیر دنبالهٔرو همان نگاه ایدئولوژیک به دین توصیف شده است. به علاوه، ایشان، قومبازی در داخل ایران را هم نقد کرده، و آن را مخالف نگاه ایرانشهری دانسته و به علاوه، بستری برای نفوذ بیگانگان دانسته است. حکومتی میتواند در امتداد مسیر ایرانیت باشد که ملاحظهٔ همین نگاه ایرانشهری را بکند، نگاهی که البته از نظر میراث سیاسی، به قول خود ایشان در این نوشته، صرفاً متکی به نظام سلطنتی است و بس، و هیچ ایدهٔ دیگری از لحاظ سیاسی در آن نبوده است.