۱۳:۵۳
دولت ضعیف، انقلاب قدرتمند؛ یک مطالعه موردی جدید درباره انقلاب 1979 در ایران

چارلز کرزمن/ تلخیص، ترجمه و نقد فرزاد پورسعید

این مقاله، تئوری– پیش‌ران است نه مورد– پیش‌ران. به بیان دیگر آنچه روال و منطق این مقاله را پیش می‌برد نظریه است نه مطالعه موردی. از این‌ رو، نیازی به تبیین‌های بسیار در بحث پیرامون انقلاب ایران ندارد. در عین‌ حال، من به بررسی چهار عنصر ساختاری دولت می‌پردازم که غالباً در ادبیات کنونی پیرامون انقلاب ایران به آن‌ها پرداخته می‌شود: ۱. فرسایش حمایت یا پشتیبانی اجتماعی از سلطنت در پی اصلاحات؛ ۲. فشار بین‌المللی بر سلطنت ۳. ازکارافتادگی و فروپاشی کانون دولت و ۴. واکنش تردیدآمیز و نوسانی دولت به جنبش اعتراضی. من در این مقاله نشان می‌دهم که هیچ ‌یک از این عوامل نمایانگر ضعف ساختاری دولت نبوده‌اند. البته این تصویر رایج و متداول از انقلاب ایران نیست. محققانی که استدلال می‌کنند ساختار دولت در ایران موجب انقلاب شده، معمولاً فرض می‌کنند که ایرانیان نیز این همین برداشت را از این ساختارها داشته‌اند. گرچه برخی از این محققین به مصاحبه با به‌ ویژه نخبگان ایرانی پرداخته‌اند، اما هیچ‌ کدام در خصوص تصورات و برداشت‌های مردمی از دولت، تحقیقی نکرده‌اند. البته، این وضعیت به سبب دشواری‌های مطالعه یک جامعه نسبتاً بسته همچون ایران پساانقلابی، قابل فهم است که به تبع آن در گذشته نیز (دوره شاه) بسته بوده است.

نظر کاربران