۱۳:۴۷
فرار از فریب عرفانی؛ درباره شایست و ناشایست فقر و ثروت در اقتصاداندیشی سعدی

روح‌الله اسلامی

اندیشه‌هایی هستند که با ثروت، شادی و خوشی شهروندان مشکل دارند. گونه‌ای عذاب وجدان و هستی‌شناسی اندوهبار از اینکه چرا عده‌ای امکانات دارند و ما نداریم؟ فرهنگ چپ‌گرایی به علت آنکه با احساسات و غرائز ساده سر و کار دارد توانایی جذب بالایی دارد. اینکه سرمایه‌داری استثمارگر است، کارگران جهان ابزار شده‌اند، صنعت فرهنگی شکل گرفته است، طبقات بالا ابزارهای ایدئولوژیک دولت را در اختیار دارند و همیشه باید در مقابل آنها ایستاد و حق جامعه را گرفت چرا که هیچ ثروتی جز با فقیرتر کردن ضعفا جمع نشده است. این ادبیات مریض، ساده، اشتباه و سرشار از ناکارآمدی در ایران معاصر نیز رخنه کرده است. در حالی که ایران نیاز به سرمایه، عقلانیت تکنیکی، رویکردهای واقع‌گرا و محافظه‌کار دارد اما ادبیات چپ مارکسیستی اندیشه و فرهنگ نخبگان و مردم را به انحطاطی باورنکردنی سوق داده است که نمود آن در ادبیات، شعر، سینما، داستان، مباحث روشنفکری و حتی فضاهای سیاست‌گذاری قابل مشاهده است. آیا به راستی ثروتمندان حق فقرا را گرفته‌اند؟ آیا فقر مایهٔ افتخار است؟ آیا همیشه با سرکوب و سد راه سرمایه‌داران می‌توان کشوری توسعه‌یافته داشت؟ این پرسش‌ها را از سعدی می‌پرسم و با بررسی بخش جدال سعدی با مدعی از این منظر رویکرد او را در مسئلهٔ بالا واکاوی می‌نمایم.

نظر کاربران