میتوان به تاریخ پرغرور و البته گهگاه غمانگیز لیبرالیسم کلاسیک در آلمان نگاهی انداخت. لیبرالیسم با ریشههایی قوی در رسوم قانونی امپراطوری سابق که به سال 1806 میلادی برمیگردد و حصار محکمی در مقابل قدرت متمرکز، در دوران روشنگری اواخر قرن هجدهم شروع به شکوفایی کرد. اندیشمندان آلمانی مانند امانوئل کانت و جان گوتلیب فیخته با الهام از آمریکاییها و حتی مهمتر از آن انقلاب فرانسه، حامی سرسخت حقوق انسان و آزادی بیقید و شرط عقیده و مطبوعات بودند. به خصوص که فیخته ایدهی "قرارداد اجتماعی" را به چنان شیوهای افراطی تفسیر نمود که گویی هر شهروند توانایی جدا شدن از حکومت را دارد، هرچند بعداً دیدگاه به سمت سوسیالیسم ملیگرا تغییر یافت. او در کتابش "مشارکت در تصحیح قضاوت عامه دربارهی انقلاب فرانسه"1 (1792) بیشتر محتوای آنچه امروزه به نام نسخهی آنارکوکاپیتالیسم از لیبرالیسم شناخته میشود را پیشبینی کرد.
دتمار دوئرینگ/ ترجمه آرمان سلاحورزی
میتوان به تاریخ پرغرور و البته گهگاه غمانگیز لیبرالیسم کلاسیک در آلمان نگاهی انداخت. لیبرالیسم با ریشههایی قوی در رسوم قانونی امپراطوری سابق که به سال 1806 میلادی برمیگردد و حصار محکمی در مقابل قدرت متمرکز، در دوران روشنگری اواخر قرن هجدهم شروع به شکوفایی کرد. اندیشمندان آلمانی مانند امانوئل کانت و جان گوتلیب فیخته با الهام از آمریکاییها و حتی مهمتر از آن انقلاب فرانسه، حامی سرسخت حقوق انسان و آزادی بیقید و شرط عقیده و مطبوعات بودند. به خصوص که فیخته ایدهی "قرارداد اجتماعی" را به چنان شیوهای افراطی تفسیر نمود که گویی هر شهروند توانایی جدا شدن از حکومت را دارد، هرچند بعداً دیدگاه به سمت سوسیالیسم ملیگرا تغییر یافت. او در کتابش "مشارکت در تصحیح قضاوت عامه دربارهی انقلاب فرانسه"1 (1792) بیشتر محتوای آنچه امروزه به نام نسخهی آنارکوکاپیتالیسم از لیبرالیسم شناخته میشود را پیشبینی کرد.