۱۱:۵۷
تفکر ایران‌شهری ضامن صلح و پایداری

عباس آخوندی

پرسش کانونی این نوشته این است که آیا وقتی از ایران، تمدن ایران‌شهری و هویت ایرانی در این روزگار سخن می‌گوییم، تنها از یك مفهوم رمانتیك بحث می‌كنیم؟ آیا این رویکرد واپس‌گرایانه است و تدبیری در باره‌ی ایران امروز ندارد؟ فراتر، آن‌که آیا این تلقی از ایران با توجه به ملاحظه‌های پیرامونیِ آن، یك تلقی جدایی‌طلبانه و خودخواهانه است كه مایه‌های نژادپرستانه، ملی‌گرایانه و یا مایه‌های رضاخانی دارد؟ آیا این نگاه مانع همكاری‌های منطقه‌ای نیست و جنگ، اختلاف وخون‌ریزی را در منطقه سبب نمی‌شود؟ و یا آنکه یک رشته‌ی پیوند تاریخی در گستره‌ی جغرافیایی یک تمدن دیرپا را واگو می‌کنیم و در پیِ بازخوانیِ آن در دنیای جدید هستیم؟ در نگاهِ دوم، توجه ما منعطف به صلح اجتماعی است؟ مدعای این نوشته آن است که بر خلافِ تلقی ابتدایی، وقتی از ایران صحبت می‌كنیم و از فرهنگ و تمدن ایران‌شهری سخن می‌گوییم، یك‌پارچگی تمدنی در حوزه‌ی غرب آسیا را به‌میان می‌کشیم. صلح و توسعه‌ی ملی و منطقه‌ای را بر شالوده‌ی داشته‌های مشترک بنیان می‌گذاریم.

نظر کاربران