۱۱:۵۵
یک کلمه!؛ نگاهی انتقادی به ترجمه فارسی رساله‌های فلسفه سیاسی در ایران

سیدجواد طباطبایی

با تکیه بر مجموعۀ بررسی‌های ده‌ها ترجمۀ فارسی منابع اندیشیدن اروپایی، از دهه‌ای پیش، می‌توانم به این ارزیابی خطر کنم که، به واقع، در بسیاری از موارد نه تنها نمی‌دانیم، بلکه اغلب علاقه‌ای نیز به یاد گرفتن نداریم. هم‌چنان‌که شیوۀ رایج در معماری بسازـ وـ بفروشی است که از دهه‌های پیش شهرهای کشور را زیر پرچم سازندگی ویران کرده است، به تدریج، این منطق ویرانگر بسازـ وـ بفروشی در بسیاری دیگر از نمودهای فرهنگی و تمدنی ایران نیز جاری شده و در حال نابودی بنیان‌های و فرهنگ و تمدنی است که اساس بقای هر ملّتی است. به عنوان مثال، بارها در خلال همین نقدها گفته‌ام که بسیاری از استادان، نویسندگان و مترجمان زبان ملّی را درست نمی‌دانند و باید مرجعی وجود داشته باشد که اگر هم نمی‌تواند نظارتی بر فعالیت ناشران بازار آزاد داشته باشد، دست‌کم، نظارتی بر ناشران دولتی‌ـ دانشگاهی داشته باشد که امکاناتی دارند و می‌توانند ــ و باید ــ نگاهبانان زبان و فرهنگ ملّی باشند. یکی از مراجع مهم نظارت فرهنگی در هر کشوری فرهنگستان‌های آن است که محل گرد آمدن اهل ادب و دانش و نخستین وظیفۀ آنان نیز نظارت عالی بر حُسنِ جریان امور فرهنگ در کشور است. این‌که تا کنون از دو فرهنگستان زبان و علوم، با دستگاه عریض و طویل آن‌ها، هیچ حرکتی در جهت نظارت بر فرآورده‌های فرهنگی صادر نشده نشان از این دارد که ما به درستی نمی‌دانیم فرهنگستان چیست و چون نمی‌دانیم چیست نهادهایی تشریفاتی و صوری درست کرده‌ایم که اعضای آن بخشی از بودجۀ کشور را تلف می‎کنند و آن نمی‎کنند که به کار آید. چنین است حال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که از «فرهنگ» آن جز ممیّزی نمانده، که بیشتر از آن‌که امری فرهنگی باشد مانعی در راه فرهنگ است.

نظر کاربران