۱۲:۵۲
تفریق مارکس از مارکسیسم

تام بوتومور/ ترجمه مهدی نیکوئی

تنها پس از مرگ مارکس بود که «نقد اقتصاد سیاسی» او به عنوان یک نظریه اجتماعی منسجم، یک جهان‌بینی و یک دکترین سیاسی انتشار یافت. انگلز شروع به جمع‌آوری ایده‌های مارکس تحت عنوان «جهان‌بینی مارکسیست» کرد، این ایده‌ها را با فلسفه کلاسیک آلمان سنجید، آن را به عنوان «سوسیالیسم علمی» تشریح کرد و آن را بسط داد تا شامل یک «دیالکتیک طبیعت» هم بشود. آثار او در جریان جنبش فراگیر سوسیالیست به طور گسترده‌ای خوانده شد و به همراه مکتوبات انگلز، اثر گسترده‌ای بر نسل نخست متفکران مارکسیست گذاشت. تا پایان قرن نوزدهم میلادی، مارکسیسم به ویژه در خارج از فضای دانشگاهی به عنوان یک نظریه اجتماعی و یک دکترین سیاسی متفاوت (و تا حدی به عنوان یک نظام فلسفی)، شناخته شده بود که 3 مولفه اصلی را می‌شد در آن مشاهده کرد.

نظر کاربران