۱۲:۴۴
مارکسیسم و انقلاب صنعتی؛ مارکس، انگلس و پیشگامان انگلیسی ‌آ‌‌‌ن‌ها

ارنست نولته/ ترجمه مهدی تدینی

کتاب‌ها یا مقالاتی که در عنوانشان مارکس یا مارکسیسم را با موضوعاتی معین پیوند می‌دهند، بی‌شمار است. بر اساس درجۀ عمومیت، از سطح عامِ «مارکسیسم و انسانیت» آغاز می‌‌شود و تا سطح خاصِ «مارکس و منازعۀ اعراب و اسرائیل» امتداد می‌یابند. اما در میان همۀ آن‌ها از عنوان «مارکسیسم و انقلاب صنعتی» نشانی نیست. شاید گفته شود، چنین ترکیبی، همانند کنار هم نهادن «مارکسیسم و کاپیتالیسم»، به دلیل بدیهی بودن آن، ترکیبی زائد است؛ زیرا به نظر، مارکسیسم هیچ نیست مگر نقد کاپیتالیسم و از آن‌جا که آنچه در میانۀ سدۀ نوزدهم «انقلاب صنعتی» نامیده می‌شد، در نظر مارکس و انگلس انقلابی کاپیتالیستی بود، در نتیجه اگر «مارکسیسم و کاپیتالیسم» عنوانی زائد است، پس این حکم دربارۀ عنوان «مارکسیسم و انقلاب صنعتی» نیز درست است. اما در حقیقت، مفهوم «انقلاب صنعتی» از یک سو بسیار کم‌دامنه‌تر از مفهوم کاپیتالیسم است، و از دیگر سو از تجربه‌ای سرچشمه گرفته که کم‌تر منتقل شده است. به گفتۀ مارکس و انگلس، در دوران‌های آغازین و در نقاط دوردست نیز کاپیتالیسم یافت می‌شود، حتی اگر شده تنها در شکل کاپیتالیسم تجاری یا رَبوی؛ اما آنچه همواره از «انقلاب صنعتی» فهمیده می‌شد آن تحولی بود که از میانۀ سدۀ هجدهم در انگلستان در مناسبات تولید و زندگی رخ داد و در دوران حیات مارکس و انگلس همانندهای آن‌‌ در فرانسه و آلمان نیز حس می‌شد. ضمن آن‌که این دو مفهوم هر یک قدمت و ماهیت متفاوتی‌ دارد: «انقلاب صنعتی» نامی بود که بر تجربه‌ای نهاده شده بود؛ «کاپیتالیسم» تبدیل این تجربه به نوعی نظریه بود. واژۀ کاپیتالیسم در عمل، نخست از سوی مارکس و انگلس رایج شد، گرچه می‌توان گفت خود هیچ‌گاه آن را به کار نبردند.

نظر کاربران