۱۲:۰۷
بازگشت به دلِ ایرانشهر؛ تجدید مطلعی در معنای ملّت و میهن و دفاع از آن

سیدجواد طباطبایی

بحث دربارۀ ایران را من از زمانی آغاز کردم که به نظرم می‌رسید کشور در آستانۀ وارد شدن به دوره‌ای سخت پرمخاطره در تاریخ جدید خود است. از یکی دو دهه پیش، با چشم مسلح می‌شد نشانه‌هایی از آغاز این دورۀ پرمخاطره را در افق دید، اما شیشۀ کبود ایدئولوژی‌های سیاسی توان دیدن آن نشانه‌ها را از همگان سلب می‌کرد. من، در این بحث‌ها، پیوسته و به عمد، اصطلاح تاریخی ایرانشهر را به جای ایرانِ سیاسی به کار برده‌ام، و همچنان به کار خواهم برد، زیرا خط روشن و آشکار مرز بحث ایدئولوژیکی و بحث تاریخ فرهنگی از همین مکان استراتژیکی می‌گذرد. این امکان نیز وجود دارد که مجبور باشیم، تا دهه‌هایی دیگر، یعنی تا روشن شدن سرشت تاریخی– فرهنگی ایرانشهر، آرایش سپاه خود را در دفاع از همین مرز حفظ کنیم. این‌که چنین بحثی به درستی فهمیده نمی‌شود، دو علّت اساسی دارد : از سویی، شیشۀ کبود ایدئولوژی امکان دیدن نشانه‌های آغاز بحران و ژرف‌تر شدن آن را از مدعیان علوم انسانی و اجتماعی سلب کر‌ده است؛ وانگهی، از سوی دیگر، از آن‌جا که تاریخ‌نویسی ایرانی تخته‌بند ترجمۀ نوشته‌های ایرانشناسان با شیوه‌های قدمایی و، در دهه‌های اخیر، فعالان سیاسی است، تاریخی که موضوع آن، یا «ایرانِ» موضوع علمِ غربی یا ایرانِ فرودستان– مستضعفان بین‌المللی– امّتی است، این ایرانشهر جز از پسِ پشتِ منشور آن دو وجه علم به «ایران» دیده نمی‌شود.

نظر کاربران