۸:۵۶
نقد کثرت‌گرایی؛ درباره زندگی و اندیشخ کارل اشمیت

مهدی تدینی

مسئلۀ دیگر اشمیت در این‌جا «اخلاق حکومت» است. حرف اصلی او این است که اخلاق‌ حکومتِ کثرت‌گرا، یعنی کثرت‎گرایی با آن معنایی که او نقدش می‌کند، پایه‌های اخلاق حکومت را سست می‌کند و در روندی نزولی، اخلاق حکومت به «اخلاق قانون‌اساسی» که انبوهه‌ای از قراردادهاست و حتا سپس به «اخلاقِ قاعدۀ بازی» تنزل می‌یابد. او نمی‌پذیرد که حکومت نیز «گروه» یا «تشکلی» در کنار دیگر تشکل‌هاست چنان‌که در کثرت‌گرایی گفته می‌شود، بلکه حکومت نهادی بالادستی است که کارکرد اصلی‌اش «تصمیم‌گیری» در منازعات است. در میان انبوهی از گروه‌ها و انجمن‌هایی که فرد ناگزیر به آن‌ها تعلق دارد، کثرتِ اخلاق‌ها پدید می‌آید و فرد پایبند به کثرتی از وفاداری‌هاست. اشمیت می‌پرسد در این کثرت کدام اصل سلسله‌مراتبِ وفاداری‌ها را تعیین می‌کند؟ فرد؟ او هرگز نمی‌پذیرد که بتوان این تصمیم‌گیری را به فرد واگذار کرد آن‌گونه که در نگرشی لیبرال‌ـ‌آنگلوساکسون وجود دارد. پاسخ او حکومت است.

نظر کاربران