چرا آدم باید بخواهد دست به تأسیس “علمی” مارکسیستی بزند آنهم وقتی که همین حالا هم کلی از آن در دست هست؟ “نظریۀ تاریخ” مارکسیستی، “ماتریالیسم تاریخی،” “ماتریالیسم دیالتیک،” و از این دست. پاسخ این است که آلتوسر، مانند بسیاری کسان دیگر در دهۀ شصت، تلاش میکرد مارکسیسم را از دو تهدید عمده برای اعتبارش نجات دهد: سابقۀ سیاه استالینیسم و درست از آب در نیامدن نبوتهای مارکس. از قضا سهم ویژۀ آلتوسر در این مجاهدت فکری این شد که مارکسیسم را یکسر از قلمروی تاریخ، سیاست، و تجربه بیرون آورد، تا مگر آن را در برابر گزند هرگونه انتقاد تجربی رویینتن کند.
تونی جات/ ترجمه محسن قائممقامی
چرا آدم باید بخواهد دست به تأسیس “علمی” مارکسیستی بزند آنهم وقتی که همین حالا هم کلی از آن در دست هست؟ “نظریۀ تاریخ” مارکسیستی، “ماتریالیسم تاریخی،” “ماتریالیسم دیالتیک،” و از این دست. پاسخ این است که آلتوسر، مانند بسیاری کسان دیگر در دهۀ شصت، تلاش میکرد مارکسیسم را از دو تهدید عمده برای اعتبارش نجات دهد: سابقۀ سیاه استالینیسم و درست از آب در نیامدن نبوتهای مارکس. از قضا سهم ویژۀ آلتوسر در این مجاهدت فکری این شد که مارکسیسم را یکسر از قلمروی تاریخ، سیاست، و تجربه بیرون آورد، تا مگر آن را در برابر گزند هرگونه انتقاد تجربی رویینتن کند.