۸:۴۳
راهزنان سیاست‌نامه؛ چرا ملت بی‌سابقه ترکیه به میراث خواجه نظام‌الملک دست‌اندازی می‌کند؟

سیدجواد طباطبایی

می‌توان این پرسش را مطرح کرد که مصادرۀ سیاستنامه‌ در امپراتوریِ در حالِ تشکیلِ نوعثمانی چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ هر تفسیری که بتوان از رسالۀ خواجه عرضه کرد، و تفسیر درست آن جز در متن تاریخ اندیشه در ایران ممکن نیست، نمی‌توان از آن نظریه‌ای برای «دولت ترکی– اسلامی» «دست– و– پا» کرد. آتاتورک، که به بسیاری از ظرافت‌های حکومت در پایان خلافت عثمانی بسی بیشتر از خلیفۀ کنونی التفات پیدا کرده بود، می‌دانست که باید چیزی را «دست– و– پا» کند، اما هلالِ تعصب چندان او را کور نکرده بود که شاهنامه را مصادره کند. او می‌دانست که همه چیز مصادره شدنی نیست و مصادره کردن چیزی که نمی‌تواند برازندۀ اندام ناساز کسی باشد موجب خندۀ خلق خواهد شد. چنین می‌نماید که فقدان نظریه‌ای برای خلافت نوعثمانی و ضرورت «دست– و– پا» کردن نظریه‌ای برای پر کردن خلأ آن موجب شده است که جماعت علمای خلیفه اقدام به مصادره خواجه کنند. سبب اینکه ترکان ناچار شده‌اند، به دنبال مصادرۀ «موفقیت‌آمیز» مِولانا، مصادرۀ خواجه –– لابدّ حاجه –– نظام‌الملک را نیز در دستور کار خود قرار دهند، جز این نیست که پس از سده‌ها تجربۀ خلافت عثمانی و «سابقه دست– و– پا کردنِ» از نوع آتاتورکی کار مُلک آنان نظام نمی‌یابد، و بازگشت به خلافت ممکن نمی‌شود. این نکتۀ مهم تمدنی را ایرانیان بسیار زود، در همان دو قرنی که سکوت اختیار کرده بودند، دریافته بودند که سیاست نمی‌تواند عین خلافت باشد. این نکته ظریف‌تر از آن بود که عربان و، بیشتر از آنان، ترکان بتوانند فهم کنند.

نظر کاربران