نظریات طبیعت بشر، تلاش کردهاند تا ویژگیهای بنیادین گونه بشر را شناسایی کرده و آنها را توضیح دهند. بسیاری از نظریهپردازان هم تلاش کردهاند تا برای نحوه رفتار مناسب با زندگی بشر نسخههایی بپیچند؛ چه در سطح رفتار فردی و چه در سطح اجتماعی و سیاستهای حکومتی. در این بین، اختلافهای عمیقی در تعدادی از مسائل اساسی وجود دارد: آیا انسان تفاوتی چشمگیر با سایر حیوانات دارد؛ آیا آنها تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند (از نظر فردی یا نژادی یا بین گروهی)؛ آیا طبیعت انسان بیتغییر است یا به طور تاریخی و فرهنگی تغییراتی در آن اتفاق میافتد؛ آیا طبیعت انسانی، اساسا خوب است و تنها نیاز به شرایط مناسب امرار معاش دارد یا آنکه در جنبههای مهمی معیوب بوده و نیازمند تکامل است. در نتیجه این اختلافنظرهای عمیق، بحثهای زیادی درباره نقش حکومت و سیاستها در تثبیت یا تغییر زندگی بشر وجود داشته است.
لزلی استیونسون/ ترجمه مهدی نیکوئی
نظریات طبیعت بشر، تلاش کردهاند تا ویژگیهای بنیادین گونه بشر را شناسایی کرده و آنها را توضیح دهند. بسیاری از نظریهپردازان هم تلاش کردهاند تا برای نحوه رفتار مناسب با زندگی بشر نسخههایی بپیچند؛ چه در سطح رفتار فردی و چه در سطح اجتماعی و سیاستهای حکومتی. در این بین، اختلافهای عمیقی در تعدادی از مسائل اساسی وجود دارد: آیا انسان تفاوتی چشمگیر با سایر حیوانات دارد؛ آیا آنها تفاوتهای قابل توجهی با یکدیگر دارند (از نظر فردی یا نژادی یا بین گروهی)؛ آیا طبیعت انسان بیتغییر است یا به طور تاریخی و فرهنگی تغییراتی در آن اتفاق میافتد؛ آیا طبیعت انسانی، اساسا خوب است و تنها نیاز به شرایط مناسب امرار معاش دارد یا آنکه در جنبههای مهمی معیوب بوده و نیازمند تکامل است. در نتیجه این اختلافنظرهای عمیق، بحثهای زیادی درباره نقش حکومت و سیاستها در تثبیت یا تغییر زندگی بشر وجود داشته است.