۸:۵۶
بسط تفنن آمیز زیبایی‌شناسی؛ ملاحظاتی دربارۀ نسبت میان هنر و نظریه ایران

مهدی نوغانی

وقتی اکثر آنچه تحت عنوان تاریخ هنر اسلامی-ایرانی نوشته شده است از محدودۀ توصیفِ صرفِ مشخصات بیرونی آثار فراتر نمی‌رود، طرح نظریه‌های فیلسوفان مسلمان-ایرانی، اگر ممکن شده است، پرتوی بر آثار موجود نمی‌افکند، و در مواردی که به پیوندهای آثار معماری و هنری با امور دیگر اشاره است ذیل نظریه‌ای - هرچند ناتمام - دربارۀ ایران قرار نگرفته است، و در شرایطی که بسیاری از نوشته‌های اساسی و مهمی که منجر به تأسیس استتیک در غرب شدند ترجمه نشده‌اند - و یا به صورتی بد و پراکنده ترجمه شده‌اند، و در حالی که نظریه‌هایی برای توضیح بخش‌هایی از هنر ایران به کار گرفته می‌شوند که برای «اغراض» دیگری طرح شده‌اند، این نیاز احساس می‌شود که اگر به‌راستی آثار هنری داریم، باید آنها را به محک نظریه‌ای بزنیم که به این ملاحظات توجه داشته است و یا به بیان دقیق‌تر ما را به این ملاحظات فراخوانده است. به نظر می‌رسد بتوان گفت که اگر به قول دکتر طباطبایی «علم سیاست به ضرورتی به ایران وارد شد، اما به تفنن بسطی پیدا کرد»، زیبایی‌شناسی و فلسفۀ هنر به تفنن وارد ایران شدند و با همان تفنن بسطی پیدا کردند. اگر برای آثار هنری قدیم و معاصر خود ارزشی قائل هستیم و این ضرورت را احساس می‌کنیم که باید به نوشتن تاریخ هنرها مبادرت ورزیم و آن را توضیح دهیم، نمی‌توانیم این عمل را جدا از هیچ نظریه‌ای دربارۀ «ایران»، «سنت»، آسیب‌شناسی رویکردهای مختلف و تأمل در مبانی نظری آغاز کنیم.

نظر کاربران