خودآگاهیِ ملی وجه سوبژکتیو مفهوم دولت ملی است. همچنانکه دولتْ وحدتِ «وساطتیافتۀ» امر کلی و امر جزئی است، آگاهی اعضاءِ دولت ملی نیز باید منطبق بر منطق مفهوم دولت باشد. در این مقاله با شرح جایگاه «تقسیم کار اجتماعی» و نهاد «اتحادیۀ صنفی» بهعنوان عناصر اساسیِ بنیان اجتماعیِ مفهوم دولت در اصول فلسفۀ حق هگل، کوشیدهایم نسبت آگاهی «تمایزیافتۀ» فرد دربارۀ هویت ملی و وحدت منافع خصوصی او با مصلحت عمومی را در جامعه روشن کنیم. در اینجا، ضمن بررسی رابطة گسترش تقسیم کار اجتماعی ــبهویژه با تاکید بر نقش اتحادیههای صنفیــ و تقویت آگاهی ملی، نشان دادهایم که جایگاه هویتهای اجتماعی و جایگاه هویت ملی و تمایز منطقی میان این دو را درعین ضرورت هرکدام باید مورد ملاحظه قرار داد. از چنین منظری، آنجا که بحث از «توسعه اجتماعی-اقتصادی» مطرح است، ضروریست تا بر نسبت میان فرهنگ و مناسبات اجتماعی تأمل شود و سیاستگذار واقعیت مناسبات و نهادهای موجود را نسبت به منطق مفهوم دولت ملی در نظر بگیرد.
بهزاد عطارزاده
خودآگاهیِ ملی وجه سوبژکتیو مفهوم دولت ملی است. همچنانکه دولتْ وحدتِ «وساطتیافتۀ» امر کلی و امر جزئی است، آگاهی اعضاءِ دولت ملی نیز باید منطبق بر منطق مفهوم دولت باشد. در این مقاله با شرح جایگاه «تقسیم کار اجتماعی» و نهاد «اتحادیۀ صنفی» بهعنوان عناصر اساسیِ بنیان اجتماعیِ مفهوم دولت در اصول فلسفۀ حق هگل، کوشیدهایم نسبت آگاهی «تمایزیافتۀ» فرد دربارۀ هویت ملی و وحدت منافع خصوصی او با مصلحت عمومی را در جامعه روشن کنیم. در اینجا، ضمن بررسی رابطة گسترش تقسیم کار اجتماعی ــبهویژه با تاکید بر نقش اتحادیههای صنفیــ و تقویت آگاهی ملی، نشان دادهایم که جایگاه هویتهای اجتماعی و جایگاه هویت ملی و تمایز منطقی میان این دو را درعین ضرورت هرکدام باید مورد ملاحظه قرار داد. از چنین منظری، آنجا که بحث از «توسعه اجتماعی-اقتصادی» مطرح است، ضروریست تا بر نسبت میان فرهنگ و مناسبات اجتماعی تأمل شود و سیاستگذار واقعیت مناسبات و نهادهای موجود را نسبت به منطق مفهوم دولت ملی در نظر بگیرد.