۰:۰۰
سیری در مضامین اولین سروده‌های ایرانیان به زبان عربی؛ بخش سوم

مصطفی نصیری

در قسمت دوم این پژوهش دیدیم که بشّار در موارد زیادی خود را به‌عنوان یک «فُرس» یا یک «خراسانی» و احیاناً «تخارستانی»با فرهنگ و اصالت نژادی برتر نسبت به‌عربان معرفی کرده است، و این کار وی که دارای انگیزه سیاسی بود، با توجه به‌مرجعیت شعر و شعرا در دوره مذکور به‌ترتیبی که گذشت، در سطح گسترده‌ایمورد اتّباع و پیروی خیل موالی‌ ایرانی قرار گرفت، طوری‌که، موجبات نگرانی دستگاه خلافت، سران و شیوخ قبایل عربی را فراهم آورد. نیز دیدیم که بشّار به‌دلیل این‌که با این سنخ اشعار که به‌سرعت انتشار می‌یافت و دهان به دهان می‌گشت، موجبات «فساد موالی» یا «نافرمانی» آن‌ها را فراهم آورده بود، موردنقد و دشمنی عربان واقع شده بود. نکته حایز اهمیت این‌که؛ بحث «نژادگی» که این‌جا تکوین یافت و در شاهنامه فردوسی کامل شد، و درواقع در نقطه تکوین خود بیشتر واکنشی در برابر سیاست‌های نژادی خلفای اموی بود، هرگز در معنا و مفهوم«راسیسم» امروزی نیست، بویژه در جایی مانند ایران‌زمین که همواره برآیندی از اقوام مختلف بوده و از همه آنان در شاهنامه فردوسی چهره‌سازی شده است. در آغاز این آخرین بخش، فرازهایی از چند قصیده معروف بشّار در افتخار به اصالت عجم و ترجمه آن را می‌آورم تا کمی با زهر کلام و حجم آتش سلاح شعر او آشنا شویم.

نظر کاربران