میان سیاستمداران و نظریهپردازان اروپا، یکی از تندترین، هوشمندانهترین و نخبهگرایانهترین نقدها بر دموکراسی را شارل موراس صورتبندی کرده است. نولته نقد موراس بر دموکراسی را اینگونه توصیف میکند: «[به گمان موراس] دموکراسی مرضی جانکاه است که به جان ایزدبانو افتاده است. خطری مرگبار است که موجودیت ایزدبانو را تهدید میکنـد. برای دیدن این حقیقت تنها کافی است آدمی چشمانش را بگشاید: این حقیقت پیش از هر چیز ذاتی عملیـسیاسی دارد. این واقعیتی تجربی است که فرانسه از رتبۀ قدرت اول جهانی که در قرن هجـدهم در اختیار داشت به جایگاهی کمابیش تنها درجۀ دوم تنزل یافته است.
مهدی تدینی
میان سیاستمداران و نظریهپردازان اروپا، یکی از تندترین، هوشمندانهترین و نخبهگرایانهترین نقدها بر دموکراسی را شارل موراس صورتبندی کرده است. نولته نقد موراس بر دموکراسی را اینگونه توصیف میکند: «[به گمان موراس] دموکراسی مرضی جانکاه است که به جان ایزدبانو افتاده است. خطری مرگبار است که موجودیت ایزدبانو را تهدید میکنـد. برای دیدن این حقیقت تنها کافی است آدمی چشمانش را بگشاید: این حقیقت پیش از هر چیز ذاتی عملیـسیاسی دارد. این واقعیتی تجربی است که فرانسه از رتبۀ قدرت اول جهانی که در قرن هجـدهم در اختیار داشت به جایگاهی کمابیش تنها درجۀ دوم تنزل یافته است.