محمدعلی فروغی شخصیتی چندوجهی است؛ ادیب سیاستمداری كه عرصههای مختلف از ریاست مجلس تا رئیسالوزرایی را تجربه كرد و در دولت متصدی وزارتخانههای گوناگون بود. البته در وزارتخانهای همچون وزارت جنگ بیشتر مجری اوامر ملوكانه بود؛ با این همه او در طول سیاستورزیاش سعی كرد نظرات و عقاید مستقل خود را بیان كند و در دوره پهلوی اول لااقل با افرادی چون تیمورتاش در میان بگذارد. چه تیمورتاش تا سال 1311 نایب مناب شاه بود و آنچه میگفت و انجام میداد، شاه تأیید میكرد. فروغی اما بیپروا و جسورانه عقاید خود را كه با نظرات وزیر دربار مقتدر رضاشاه متفاوت بود، بیان میكرد. این بیپروایی را مخالفانش به پشتگرمی او به بریتانیا نسبت میدهند و برای صحت نظرشان به جان سالم بهدر بردن او از تیغ غضب رضاشاه اشاره میكنند. سستی این دلیل را میتوان از برخورد رضاشاه با سرداراسعد بختیاری، شیخخزعل و نصرتالدوله فیروز دریافت؛ افرادی كه پیوندهای محكمتری با بریتانیا داشتند. به نظر میرسد شاه از فروغی احساس خطر كمتری میكرد. آنان نیروی نظامی و عشیرهای یا خانوادگی قدرتمندی پشت سر خود داشتند كه از نگاه رضاشاه رها کردنشان ریسك بالایی داشت؛ در حالی كه فروغی از چنین پشتوانهای بیبهره بود. فارغ از توهم توطئه، خصیصه جسارت و صراحت را باید در روحیة رفتاری و شخصیت فروغی جستوجو كرد؛ این خصیصه را میتوان از خلال یادداشتهایش در برهههای مختلف جستوجو كرد كه حتی از بیان مسائل شخصی خود نیز ابایی ندارد. او در اوانی كه در هیأت اعزامی دولت ایران به كنفرانس صلح پاریس عضویت داشت، در نامهای به میرزاابوالحسنخان، برادرش، از تجربة خود در اسكیسواری روی آب نوشت، اقدامی كه توسط همراهانش به جهت ترس انجام نشد اما فروغی برای تجربهكردن كارهای جدید از آن صرفنظر نكرد. با توجه به آنچه گفته شد، در این نوشتار سعی شده نكاتی از نظرات فروغی به ویژه در دوره سفارتش در تركیه درباره سیاست خارجی ایران آورده شود. نظراتی كه در برخی از موارد به مثابه شناكردن در خلاف جریان آب بود.
رضا مختاریاصفهانی
محمدعلی فروغی شخصیتی چندوجهی است؛ ادیب سیاستمداری كه عرصههای مختلف از ریاست مجلس تا رئیسالوزرایی را تجربه كرد و در دولت متصدی وزارتخانههای گوناگون بود. البته در وزارتخانهای همچون وزارت جنگ بیشتر مجری اوامر ملوكانه بود؛ با این همه او در طول سیاستورزیاش سعی كرد نظرات و عقاید مستقل خود را بیان كند و در دوره پهلوی اول لااقل با افرادی چون تیمورتاش در میان بگذارد. چه تیمورتاش تا سال 1311 نایب مناب شاه بود و آنچه میگفت و انجام میداد، شاه تأیید میكرد. فروغی اما بیپروا و جسورانه عقاید خود را كه با نظرات وزیر دربار مقتدر رضاشاه متفاوت بود، بیان میكرد. این بیپروایی را مخالفانش به پشتگرمی او به بریتانیا نسبت میدهند و برای صحت نظرشان به جان سالم بهدر بردن او از تیغ غضب رضاشاه اشاره میكنند. سستی این دلیل را میتوان از برخورد رضاشاه با سرداراسعد بختیاری، شیخخزعل و نصرتالدوله فیروز دریافت؛ افرادی كه پیوندهای محكمتری با بریتانیا داشتند. به نظر میرسد شاه از فروغی احساس خطر كمتری میكرد. آنان نیروی نظامی و عشیرهای یا خانوادگی قدرتمندی پشت سر خود داشتند كه از نگاه رضاشاه رها کردنشان ریسك بالایی داشت؛ در حالی كه فروغی از چنین پشتوانهای بیبهره بود. فارغ از توهم توطئه، خصیصه جسارت و صراحت را باید در روحیة رفتاری و شخصیت فروغی جستوجو كرد؛ این خصیصه را میتوان از خلال یادداشتهایش در برهههای مختلف جستوجو كرد كه حتی از بیان مسائل شخصی خود نیز ابایی ندارد. او در اوانی كه در هیأت اعزامی دولت ایران به كنفرانس صلح پاریس عضویت داشت، در نامهای به میرزاابوالحسنخان، برادرش، از تجربة خود در اسكیسواری روی آب نوشت، اقدامی كه توسط همراهانش به جهت ترس انجام نشد اما فروغی برای تجربهكردن كارهای جدید از آن صرفنظر نكرد. با توجه به آنچه گفته شد، در این نوشتار سعی شده نكاتی از نظرات فروغی به ویژه در دوره سفارتش در تركیه درباره سیاست خارجی ایران آورده شود. نظراتی كه در برخی از موارد به مثابه شناكردن در خلاف جریان آب بود.