در یک سالی که دفترهای سیاستنامه در دسترس خوانندگان قرار گرفته، بویژه با اقبال خوانندگان، در برخی از نشریات داخلی، و بیش از آن در فضای مجازی سخنان بسیار و اغلب بیمعنای بسیاری گفته شده که البته بیشتر آنها یاوههای مرسوم فضای رسانههای عمومی است، اما آنچه در ضمن بیاهمیت بودن آن شایان توجه است، برخی سخنانی است که از دانشگاهیان در به ظاهر محافل دانشگاهی گفته میشود. اهمیت این سخنان به سبب گویندۀ آنها نیست، بلکه این سخنان از این حیث دارای اهمیتاند که در محافل دانشگاهی خطاب به دانشجویان گفته میشود و البته بخشی از بودجۀ عمومی کشور خرج این استادان و و دستگاه عریض و طویل دانشگاههایی میشود تا صوادر خیالات و بافتههای فاقد مبنا و بیمعنای خود را به دانشجویان تحویل دهند، و این همه به حساب تولید علمی گذاشته میشود که گویا در حال جهانی شدن است. آنچه میان این گروه از استادان مشترک است، و البته موجب حیرت هر کسی است که از اندک عقل سلیمی برخوردار باشد، دشمنی اینان با هر آن چیزی است که به اساس کشور و ملّتی میشود که باید اینان دانشگاهیان آن کشور و ملّت باشند. حسّی که از خواندن مطالب این دانشگاهیان به شخص دست میدهد احساس رقّتی ژرف از درجۀ بیدانشی و مسئولیتی گویندگانی است که نه تنها از فضیلت سکوت –– یا دستکم کمگویی –– یکسره عاری هستند، بلکه حتیٰ ملاحظۀ شهرت خود و کرسی دانشگاهی خود را نیز ندارند که مبادا روزی گروهی از دانشجویان و عامۀ شنوندگان اندک دقتی در صغرا و کبراهای سخنان آنان بکنند و به مقاصد پلیدی که در دامن زدن به آشوب ذهنی دنبال میکنند پی ببرند!
سیدجواد طباطبایی
در یک سالی که دفترهای سیاستنامه در دسترس خوانندگان قرار گرفته، بویژه با اقبال خوانندگان، در برخی از نشریات داخلی، و بیش از آن در فضای مجازی سخنان بسیار و اغلب بیمعنای بسیاری گفته شده که البته بیشتر آنها یاوههای مرسوم فضای رسانههای عمومی است، اما آنچه در ضمن بیاهمیت بودن آن شایان توجه است، برخی سخنانی است که از دانشگاهیان در به ظاهر محافل دانشگاهی گفته میشود. اهمیت این سخنان به سبب گویندۀ آنها نیست، بلکه این سخنان از این حیث دارای اهمیتاند که در محافل دانشگاهی خطاب به دانشجویان گفته میشود و البته بخشی از بودجۀ عمومی کشور خرج این استادان و و دستگاه عریض و طویل دانشگاههایی میشود تا صوادر خیالات و بافتههای فاقد مبنا و بیمعنای خود را به دانشجویان تحویل دهند، و این همه به حساب تولید علمی گذاشته میشود که گویا در حال جهانی شدن است. آنچه میان این گروه از استادان مشترک است، و البته موجب حیرت هر کسی است که از اندک عقل سلیمی برخوردار باشد، دشمنی اینان با هر آن چیزی است که به اساس کشور و ملّتی میشود که باید اینان دانشگاهیان آن کشور و ملّت باشند. حسّی که از خواندن مطالب این دانشگاهیان به شخص دست میدهد احساس رقّتی ژرف از درجۀ بیدانشی و مسئولیتی گویندگانی است که نه تنها از فضیلت سکوت –– یا دستکم کمگویی –– یکسره عاری هستند، بلکه حتیٰ ملاحظۀ شهرت خود و کرسی دانشگاهی خود را نیز ندارند که مبادا روزی گروهی از دانشجویان و عامۀ شنوندگان اندک دقتی در صغرا و کبراهای سخنان آنان بکنند و به مقاصد پلیدی که در دامن زدن به آشوب ذهنی دنبال میکنند پی ببرند!