تضاد میان «مشروطهخواهی و جمهوریخواهی» سوءتفاهم یا تجاهلالعارفی است که روشنفکران چپگرای ایرانی در این یکصد و یازده سال به آن دامن میزنند تا مشروطهخواهی را سلطنتطلبی نشان دهند؛ چنانکه گوینده این سخن نیز میافزاید: «امروز میبینید از سوی برخی نظریهپردازانی که در واقع پیشینهشان نشان میدهد که مارکسیست تواب بودهاند در مقطعی به امید بازسازی نوعی ایرانشهری سلطنتبنیاد... با نوعی فرصتطلبی سیاسی تغییر موضع دادند و امروز در ایران به عنوان نظریهپرداز ایرانشهری اما نه ایرانشهری مردمبنیاد بلکه سلطنتبنیاد و دستاندرکار پروژهای هستند... [که] علم مبارزه علیه روشنفکران و حتی روشنفکران عصر مشروطه را با سوگیری و مداحی از مجتهدان بلند [کرده است]: سلطنت ایرانی و سلطنت اسلامی. برخی از بلندگوها و نشریات وابسته به این جریان در حال تئوریزه کردن سلطنت اسلامی در جامعه ما هستند و حتی میکوشند به نوعی دوران پیشامشروطه رجعت کنند و مثلا یک بازخوانی از خواجهنصیر طوسی کرده و سلطنت اسلامی را تئوریزه کنند.»
محمد قوچانی
تضاد میان «مشروطهخواهی و جمهوریخواهی» سوءتفاهم یا تجاهلالعارفی است که روشنفکران چپگرای ایرانی در این یکصد و یازده سال به آن دامن میزنند تا مشروطهخواهی را سلطنتطلبی نشان دهند؛ چنانکه گوینده این سخن نیز میافزاید: «امروز میبینید از سوی برخی نظریهپردازانی که در واقع پیشینهشان نشان میدهد که مارکسیست تواب بودهاند در مقطعی به امید بازسازی نوعی ایرانشهری سلطنتبنیاد... با نوعی فرصتطلبی سیاسی تغییر موضع دادند و امروز در ایران به عنوان نظریهپرداز ایرانشهری اما نه ایرانشهری مردمبنیاد بلکه سلطنتبنیاد و دستاندرکار پروژهای هستند... [که] علم مبارزه علیه روشنفکران و حتی روشنفکران عصر مشروطه را با سوگیری و مداحی از مجتهدان بلند [کرده است]: سلطنت ایرانی و سلطنت اسلامی. برخی از بلندگوها و نشریات وابسته به این جریان در حال تئوریزه کردن سلطنت اسلامی در جامعه ما هستند و حتی میکوشند به نوعی دوران پیشامشروطه رجعت کنند و مثلا یک بازخوانی از خواجهنصیر طوسی کرده و سلطنت اسلامی را تئوریزه کنند.»