۰:۰۰
اقتداء به ارسطو؛ درآمدی بر نظریه‌ی «حکومت معتدل»

محمد قوچانی

درک اینکه چگونه «دموکراسی» می‌تواند دهشتناک‌تر از «دیکتاتوری» باشد در جوامعی که در شرایط گذار به دموکراسی و در رویای وصالِ آن به سر می‌برند سخت و دشوار است و شاید حتی از منظر مصلحت اندیشان نوعی بدسلیقگی در طی مراحل گذار به دموکراسی به حساب آید چراکه ممکن است در قصد و اراده‌ی گذار خلل ایجاد کند و از آن بدتر این تردید ممکن است به حساب نوعی جانبداری از «دیکتاتوری» تعبیر شود چنان‌که افلاطون مهم‌ترین شاگرد سقراط، تحت‌تاثیر مرگ استاد و در واکنش به آن جهل عمومی که به ظلم انجامید به استبداد گرایش یافت و نظریه‌پرداز از حکومت حکیمان و پدرخوانده رژیم‌های توتالیتر تاریخ شد. درست به همین علت است که پرداختن به دموکراسی‌های دهشتناک‌تر از دیکتاتوری به ضرورت تحلیل اندیشه سیاسی در ایران بدل می‌شود تا دریابیم که چگونه روشنفکران و فیلسوفان ما با وجود عشق وافر به دموکراسی در نهایت به دیکتاتوری تن می‌دهند و حتی گاه ناخودآگاه آن را تئوریزه می‌کنند.

نظر کاربران