۰:۰۰
سیری در مضامین اولین سروده‌های ایرانیان به زبان عربی؛ بخش دوم: بشار بن‌برد

مصطفی نصیری

آثار پژوهشگران و اندیشمندان عرب در باره این گروه از شاعران ایرانی‌الاصل، بویژه بشّار بن‌برد، کلیدواژه‌هایی جز: هجو و مدح حرفه‌ای، تشاؤم و بدبینی به‌زندگی، عقده‌های روانی ناشی از نقص جسمی، فقر و مسکنت و زندقه ندارد که خود را بیشتر در شعوبی‌گری در معنای راسیسم ایرانی نشان داده است. پرواضح است که هیچ امیدی و انتظاری از انصاف و وجدان علمی عربی نیست تا از موضعی غیر از موضع «تعصب عربی» به بشّار بنگرد. اصولا یک عرب، نمی‌تواند از موضع عربی خود، نگاهی جز این به‌بشّار داشته باشد، بنابراین عذر او موجه است، اما این انتظار از وجدان پژوهش‌گر ایرانی می‌رود تا میراث خود را به‌تقلید از دیگری نخواند. واقعیت تلخ این است که امثال اسماعیل و بشّار و ابونواس، در ایران به‌عنوان ایرانیانی‌که حتی بر فردوسی فضل تقدم دارند، شناخته نمی‌شوند! هرچند کارشان قابل قیاس با شاهکار فردوسی نیست. بویژه بشّار که به‌خلاف سرایش شعرهای بی‌نظیر حماسی در باره ایران، نه تنها نزد عموم شناخته شده نیست بلکه در دانشکده‌های ادبی نیز با او همانند یک شاعرِ عربیِ «فحش‌سُرا» رفتار می‌شود، و در نتیجه؛ اغلب ـ بل همۀ ـ پایان‌نامه‌های اندکی که در باره او در این دانشکده‌ها گذرانده شده، جز ارجاعیْ به همان پژوهش‌های نازل و ایدئولوژیکی عربی نیست.

نظر کاربران