۱۹:۰۹
مورخ حق طبیعی؛ از مجموعه درسگفتارهای فلسفۀ حقوق

سیدجواد طباطبایی

با در رسیدن دهۀ 1930 بسیاری از یهودیان آلمانی نظیر آرنت و لوویت جلای وطن نمودند. در همین دوران بود که اشتراوس شروع به تحقیق دربارۀ اسپینوزا و بررسی کتاب او «رسالۀ الهیّاتی ـ سیاسی» نمود. در آن سالها محلّ بحث و نزاع «مسئلۀ یهود» بود. دو گروه از یهودیان در آلمان زندگی می‌کردند. دستۀ اول یهودیان ارتدکس و دستۀ دوم یهودیانی که آنها را می‌توان «همرنگ جماعت» نامید. دستۀ اول بر این باور بودند که مناسبات اجتماعی آن دوره و لائیسیسم با ایمان آنان ناسازگار است؛ دستۀ دوم اگرچه در حریم خصوصی پایبند به احکام شریعت یهود بودند، امّا در مناسبات اجتماعی، قوانین و قواعد موجود را به رسمیّت شناخته بودند. مسئله‌ای که یهودیان با آن سر و کار داشتند این بود که آیا این زمانه، زمانۀ انتظار است یا آن انتظار معنایی جز اعتراض ندارد؟ برخی که از دیدگاه لیبرالی در مسئلۀ فوق نظر می‌کردند معتقد بودند هر فردی در حوزۀ اخلاق فردی می‌تواند به تعلیم دیانت پایبند باشد و از یک‌سو در اجتماع هم به قوانین موجود تن در دهد و بنابراین مسئلۀ یهود را مسئله‌ای تمام‌شده می‌پنداشتند، امّا از دیگرسو گروهی دیگر با رویکردی متفاوت و دیدن تاریخ رنج یهودیان در صدد تشکیل دولتی برآمدند که نظریّۀ آن توسط یک متفکّر اتریشی مجارستانی به نام تئودر هرتصل مطرح شد. کسی که بیش از دیگران بر روی این مسئله تأمّل کرده بود اسپینوزا بود. اسپینوزا مسئلۀ دولت و نسبت آن با دیانت را مطرح نمود. کشف و خوانش دوبارۀ رسالۀ اسپینوزا باعث شد که طرح دولت یهود، در اذهان برخی رخنه کند.

نظر کاربران