بر اساس برآوردهای تاریخی، پیش از پیشرفت اقتصادی دو سدهی اخیر، برای دهها هزار سال، درآمد سرانهی 3 دلار در روز بخشی از سرنوشت گریزناپذیر آدمیان ساکن کرهی ارض بوده است. اما اینک، در آغاز قرن بیستویکم، یک آدم از میان هفتمیلیارد جمعیت کنونی در جهان، بهطورمتوسط، درآمد سرانهای معادل 30 دلار در روز دارد، و سهم مردمان کشورهای پیشرفته نیز 90 دلار در روز است. دیردره مککلاسکی این را «فکت بزرگ» میخواند و استدلال میکند که توضیحات رایجی که برای «فکت بزرگ» ارائه شده، اعم مارکسیستی، نئولیبرال، نهادگرا، از توضیح این پدیده قاصر اند. وی این توضیحات را ماتریالیستی و دودوتاچهارتایی میخواند، و آنها را ذیل عنوان «بنیادگرایی سرمایه» طبقهبندی میکند. همراه با ابطال این نظریات، وی نظریهی بدیل خود را ارائه میکند که مطابق آن یک چرخش در زبانِ مردم عادی کوچهوبازار در هلند در سدههای هفدهم و هجدهم میلادی که از دلِ آن هفت فضیلتِ «دودوتاچهارتا کردن»، «دلاوری»، «امیدواری»، «خویشتنداری»، «عدالت»، «عشق»، و «ایمان» به جایگاه هفت فضیلتِ اصلی در جامعه برآمدند، آن علتی است که به نوآوران «منزلت» داد و از «آزادی» ایشان محافظت کرد. از این رهگذر بود که برای نخستین بار نوآوری از سرکوب اجتماعی و سیاسی مصون ماند، و به پیشرفت عظیم و «فکت بزرگ» راه برد.
محمد ماشینچیان
بر اساس برآوردهای تاریخی، پیش از پیشرفت اقتصادی دو سدهی اخیر، برای دهها هزار سال، درآمد سرانهی 3 دلار در روز بخشی از سرنوشت گریزناپذیر آدمیان ساکن کرهی ارض بوده است. اما اینک، در آغاز قرن بیستویکم، یک آدم از میان هفتمیلیارد جمعیت کنونی در جهان، بهطورمتوسط، درآمد سرانهای معادل 30 دلار در روز دارد، و سهم مردمان کشورهای پیشرفته نیز 90 دلار در روز است. دیردره مککلاسکی این را «فکت بزرگ» میخواند و استدلال میکند که توضیحات رایجی که برای «فکت بزرگ» ارائه شده، اعم مارکسیستی، نئولیبرال، نهادگرا، از توضیح این پدیده قاصر اند. وی این توضیحات را ماتریالیستی و دودوتاچهارتایی میخواند، و آنها را ذیل عنوان «بنیادگرایی سرمایه» طبقهبندی میکند. همراه با ابطال این نظریات، وی نظریهی بدیل خود را ارائه میکند که مطابق آن یک چرخش در زبانِ مردم عادی کوچهوبازار در هلند در سدههای هفدهم و هجدهم میلادی که از دلِ آن هفت فضیلتِ «دودوتاچهارتا کردن»، «دلاوری»، «امیدواری»، «خویشتنداری»، «عدالت»، «عشق»، و «ایمان» به جایگاه هفت فضیلتِ اصلی در جامعه برآمدند، آن علتی است که به نوآوران «منزلت» داد و از «آزادی» ایشان محافظت کرد. از این رهگذر بود که برای نخستین بار نوآوری از سرکوب اجتماعی و سیاسی مصون ماند، و به پیشرفت عظیم و «فکت بزرگ» راه برد.