آنچه در نظامهای لیبرال در ابتدا و بیش از همه به چشم میآید این است که نوعی مرکز سیاسی که همۀ شئون زندگی را سامان دهد وجود ندارد. روزنامههای زیادی هستند که با ادبیاتی تند و اغلب بسیار تحقیرآمیز به دولت حاضر حمله میکنند. دستههای راهپیمایان معترض در خیابانهای شهر دیده میشوند که به مسائل خاصی شکایت دارند یا کنارهگیری سیاستمداران خاصی را خواستارند. چنانکه از آگهیها و جملات تبلیغاتی برمیآید حتا خواستههای نامعمول و انحرافی افراد نیز برآورده میشوند. فراوانی و تنوع عرضۀ کالا خیرهکننده است. اگر در خیابان نظر کسی را بپرسی، «آزادیای» را که برای تک تک افراد تضمین شده مایۀ افتخار میداند، اما از چیزهای زیادی نیز گلایه میکند که هیچ بعید نیست همۀ آنها به گونهای جداناشدنی به همین آزادی پیوند خورده باشند: گلایه از رشد جرم و جنایت، کارایی اندک پلیس، افزایش قیمتها، توزیع نابرابر بار مالیاتی. شاید به گمان یک روحانی مسلمان ایرانی این نظام لجنزار فساد و تباهی باشد و سوسیالیستی از کرۀ شمالی در کمال شگفتی بگوید در این همهمۀ عقاید و اظهارنظرها صدای دولت یا حاکمان کشور دیگر هرگز مسلط نیست. اما در نهایت هر دو منتقد نیز خواهند گفت که این آشوب ظاهری را تصمیمات شرکتها و بانکهای بزرگ هدایت میکنند و مالکان یا مدیران آنها رشتههای نظام کاپیتالیستی را در دست دارند و حتا سیاستمداران و سیاست نیز تابع این نظامند.
ارنست نولته/ ترجمه مهدی تدینی
آنچه در نظامهای لیبرال در ابتدا و بیش از همه به چشم میآید این است که نوعی مرکز سیاسی که همۀ شئون زندگی را سامان دهد وجود ندارد. روزنامههای زیادی هستند که با ادبیاتی تند و اغلب بسیار تحقیرآمیز به دولت حاضر حمله میکنند. دستههای راهپیمایان معترض در خیابانهای شهر دیده میشوند که به مسائل خاصی شکایت دارند یا کنارهگیری سیاستمداران خاصی را خواستارند. چنانکه از آگهیها و جملات تبلیغاتی برمیآید حتا خواستههای نامعمول و انحرافی افراد نیز برآورده میشوند. فراوانی و تنوع عرضۀ کالا خیرهکننده است. اگر در خیابان نظر کسی را بپرسی، «آزادیای» را که برای تک تک افراد تضمین شده مایۀ افتخار میداند، اما از چیزهای زیادی نیز گلایه میکند که هیچ بعید نیست همۀ آنها به گونهای جداناشدنی به همین آزادی پیوند خورده باشند: گلایه از رشد جرم و جنایت، کارایی اندک پلیس، افزایش قیمتها، توزیع نابرابر بار مالیاتی. شاید به گمان یک روحانی مسلمان ایرانی این نظام لجنزار فساد و تباهی باشد و سوسیالیستی از کرۀ شمالی در کمال شگفتی بگوید در این همهمۀ عقاید و اظهارنظرها صدای دولت یا حاکمان کشور دیگر هرگز مسلط نیست. اما در نهایت هر دو منتقد نیز خواهند گفت که این آشوب ظاهری را تصمیمات شرکتها و بانکهای بزرگ هدایت میکنند و مالکان یا مدیران آنها رشتههای نظام کاپیتالیستی را در دست دارند و حتا سیاستمداران و سیاست نیز تابع این نظامند.