اکنون پرسش اساسی این است که چه نسبتی میان آزادیخواهی (که شاید بتوان آن را معادل لیبرالیسم دانست) میهندوستی (که شاید بتوان آن را معادل ناسیونالیسم دانست) و نیز دینداری (که آن را باید مستقل از دینگرایی دانست) وجود دارد؟ آیا لیبرالها (همانند نویسندگان آن نامهی کذایی به دونالد ترامپ) انسانهایی بیدین و بیوطناند؟ ما البته هیچ اصراری بر آمیزش دینداری و لیبرالیسم نداریم و به یک تعبیر هرگونه تلاش برای ایجاد یک لیبرالیسم اسلامی مانند تلاش برای تاسیس نوعی سوسیالیسم اسلامی را آب در هاون کوبیدن میدانیم اما برای تقریب ذهن و سخن گفتن به ادب مرسوم در علوم انسانی موجود ناگزیر از این بحث هستیم و البته نه به دنبال تاسیس لیبرالیسم اسلامی که در پی پاسخ به این پرسش هستیم که آیا لیبرالیسم همان بیدینی و بیوطنی است؟
محمد قوچانی
اکنون پرسش اساسی این است که چه نسبتی میان آزادیخواهی (که شاید بتوان آن را معادل لیبرالیسم دانست) میهندوستی (که شاید بتوان آن را معادل ناسیونالیسم دانست) و نیز دینداری (که آن را باید مستقل از دینگرایی دانست) وجود دارد؟ آیا لیبرالها (همانند نویسندگان آن نامهی کذایی به دونالد ترامپ) انسانهایی بیدین و بیوطناند؟ ما البته هیچ اصراری بر آمیزش دینداری و لیبرالیسم نداریم و به یک تعبیر هرگونه تلاش برای ایجاد یک لیبرالیسم اسلامی مانند تلاش برای تاسیس نوعی سوسیالیسم اسلامی را آب در هاون کوبیدن میدانیم اما برای تقریب ذهن و سخن گفتن به ادب مرسوم در علوم انسانی موجود ناگزیر از این بحث هستیم و البته نه به دنبال تاسیس لیبرالیسم اسلامی که در پی پاسخ به این پرسش هستیم که آیا لیبرالیسم همان بیدینی و بیوطنی است؟