۱۵:۳۳
اولین نطفه‌های خودآگاهی ایرانی؛ سیری در مضامین اولین سروده‌های ایرانیان به زبان عربی‌

مصطفی نصیری

آشنایی ما با بحث «خودآگاهی» ـ البته در معنای فلسفه تاریخ و نه روانشناسی ـ دیرگاهی نیست، و چه‌بسا می‌توان گفت که سابقه این آشنایی، به بیش از سه دهه بر نمی‌گردد که مباحث نظری دکتر سیدجواد طباطبایی در فلسفه تاریخ ایران‌زمین انتشار یافت. مفهوم خودآگاهی را در پرتو تأملات نظری دکتر طباطبایی، به‌اجمال می‌توان «بحران آگاهی از مراتب انحطاط» و تأمل نظری برای تدوین نظریه خروج از انحطاط دانست.از نظر دکتر طباطبایی، مکان تجلی و پدیدار شدن این خودآگاهی عبارت از تاریخ است و در نتیجه بدون خودآگاهی ملی، نوشتن تاریخ ملی یا تاریخ پایه‌ای در بیان بیهقی، امری عدمی می‌شود. و بالاخره این‌که فلسفه و یا تأمل نظری هر قوم یا ملتی، چیزی جز شناخت نحوه تجلی ـ پدیدارشناسی ـ آگاهی از منطق شکست و انحطاط در مکان تاریخی آن قوم یا ملت، یا به‌تعبیر دیگر، به‌مفهوم درآوردن منطق انحطاط نیست. تفاوت عمده و اساسی دکتر طباطبایی با همه کسانی که در باره وجوه تاریخ ایران ادعایی کرده‌اند، این‌جاست که به‌عقیده ایشان، بدون داشتن خودآگاهی، امکانی برای تأمل نظری و در نتیجه تاریخ‌نویسی نمی‌ماند، زیرا نوشتن تاریخ «پایه‌ای» چیزی مانند ایدئولوژی نیست که از طریق تقلید از مدهای زمانه امکان‌پذیر شود.

نظر کاربران