در این مقاله که بخشی از پژوهشی چندساله پیرامون سنتهای الاهیاتی-سیاسی در ادیان مختلف است و بخش نخست آن به الاهیات سیاسی یهودی اختصاص دارد، تلاش من این است که به اندیشههای دو متفکر مهمِ سنتِ سوم یعنی هِس و بوبر بپردازم. البته اتصاف صفت اسپینوزایی بودن بر دو فیلسوف به معنی مطابقت کامل اندیشۀ آنان با اسپینوزا نیست، بلکه هردو فیلسوف اسپینوزا را مرجع تأمل سیاسی قرار دادهاند. به هر تقدیر، ما در این مقاله نه با اسپینوزا، بلکه با هِس و بوبر سر و کار داریم.
مهدی فدایی مهربانی
در این مقاله که بخشی از پژوهشی چندساله پیرامون سنتهای الاهیاتی-سیاسی در ادیان مختلف است و بخش نخست آن به الاهیات سیاسی یهودی اختصاص دارد، تلاش من این است که به اندیشههای دو متفکر مهمِ سنتِ سوم یعنی هِس و بوبر بپردازم. البته اتصاف صفت اسپینوزایی بودن بر دو فیلسوف به معنی مطابقت کامل اندیشۀ آنان با اسپینوزا نیست، بلکه هردو فیلسوف اسپینوزا را مرجع تأمل سیاسی قرار دادهاند. به هر تقدیر، ما در این مقاله نه با اسپینوزا، بلکه با هِس و بوبر سر و کار داریم.