به نظر میرسید، به رغم اسلامی بودن انقلاب، بخش عمدهٔ دولتمردان جدید نظر مساعدی به مالکیت بخش خصوصی ندارند، به طوری که تشکلهای آنها مانند اتاق بازرگانی که اتفاقاً نیروهای مؤمن مسلمان در آن کم نبودند در معرض تهدید جدی قرار گرفتند. برای فهم این پارادوکس باید به فضای فکری ملتهب دوران انقلاب توجه کنیم که به شدت تحت تأثیر ایدئولوژیهای چپگرا و ناسیونالیستی بود. همان گونه که پیش از این اشاره شد، از نظر مخالفان رژیم سلطنتی، ناسیونالیسم ادعایی شاه دروغین بود. مضافاً این که به عقیدهٔ انقلابیون اسلامگرا، شعار بازگشت به هویت ملی یا »گوهر وجودی« ایرانی تحت لوای نظام شاهنشاهی، آشکارا در تضاد با ارزشهای اسلامی قرار داشت. جملگی مخالفان اتفاق نظر داشتند که ناسیونالیسم شاه، شعاری توخالی برای گول زدن مردم از سوی رژیم دستنشانده نیروهای بیگانة امپریالیسم غرب است. آنها نظام اقتصادی ایران را در زمان شاه، «سرمایهداری وابسته» و «زائده امپریالیسم جهانخوار غرب» میپنداشتند که به صورت ابزاری برای تداوم سلطه بیگانگان عمل میکند.
موسی غنینژاد
به نظر میرسید، به رغم اسلامی بودن انقلاب، بخش عمدهٔ دولتمردان جدید نظر مساعدی به مالکیت بخش خصوصی ندارند، به طوری که تشکلهای آنها مانند اتاق بازرگانی که اتفاقاً نیروهای مؤمن مسلمان در آن کم نبودند در معرض تهدید جدی قرار گرفتند. برای فهم این پارادوکس باید به فضای فکری ملتهب دوران انقلاب توجه کنیم که به شدت تحت تأثیر ایدئولوژیهای چپگرا و ناسیونالیستی بود. همان گونه که پیش از این اشاره شد، از نظر مخالفان رژیم سلطنتی، ناسیونالیسم ادعایی شاه دروغین بود. مضافاً این که به عقیدهٔ انقلابیون اسلامگرا، شعار بازگشت به هویت ملی یا »گوهر وجودی« ایرانی تحت لوای نظام شاهنشاهی، آشکارا در تضاد با ارزشهای اسلامی قرار داشت. جملگی مخالفان اتفاق نظر داشتند که ناسیونالیسم شاه، شعاری توخالی برای گول زدن مردم از سوی رژیم دستنشانده نیروهای بیگانة امپریالیسم غرب است. آنها نظام اقتصادی ایران را در زمان شاه، «سرمایهداری وابسته» و «زائده امپریالیسم جهانخوار غرب» میپنداشتند که به صورت ابزاری برای تداوم سلطه بیگانگان عمل میکند.