۱۱:۰۸
فاشیسم: چپ یا راست؟؛ پژوهشی درباره ریشه‌های اجتماعی فاشیسم

سِیمور مارتین لیپست/ ترجمه مهدی تدینی

سرازیر شدن توده‌ها به دامان جنبش‌های افراط‌گرا را همچنین می‌توان به عنوان واکنش لایه‌های مختلف مردم به تأثیرات اجتماعی صنعتی‌سازی در مراحل مختلف فرایند تکامل صنعتی در نظر گرفت. تفاوت‌های این‌چنینی زمانی به روشنی مشخص می‌شوند، که جنبش‌هایی را که تهدید‌کنندۀ فرایند دموکراتیک هستند، در جوامعی که هر کدام به مراحل مختلفی از صنعتی‌سازی رسیده‌اند، با یکدیگر مقایسه می‌کنیم. افراط‌گرایی طبقۀ کارگر، حالا چه کمونیسم، چه آنارشیسم، سوسیالیسم انقلابی و یا پرونیسم، هرکدام که باشد، اغلب خود را در جوامعی نشان می‌دهد که در شرف آن هستند، تا با شتابی غیرمعمول صنعتی‌سازی شوند؛ بعلاوه در جوامعی که فراینـد صنعتی‌سازی در آن‌ها به شکل‌گیری یک جامعۀ غالباً صنعتی منجـر نگردیده است، به عنوان مثال در کشورهای لاتین جنوب اروپا. افراط‌گرایی طبقۀ متوسطه در کشورهایی به چشم می‌خورد، که هم به‌واسطۀ تکامل عالی کاپیتالیسم و هم به‌واسطۀ جنبش‌های کارگری قدرتمنـد متمایز شده‌اند. افراط‌گرایی راست سیاسی نیز بیشتر در جوامع کمتر توسعه یافته بروز پیـدا می‌کنـد، در جوامع این‌چنینی نیروهای محافظه‌کار سنتی که پیوند تنگاتنگی با محراب و تاج‌وتخت دارند، ‌توانسته‌اند نفوذ خود را حفظ کنند. از آن‌جایی که برخی کشورها به عنوان مثال ایتالیا، فرانسه و آلمانِ دوران جمهوری وایمار، لایه‌های اجتماعی‌ای دارند، که هر سه ترکیب پیچیدۀ فوق‌الذکر در مورد آن‌ها صدق می‌کنند، می‌تواند شرایطی پیش آید که هر سه نوع سیاست افراط‌گرایی در یک کشور ظهور پیـدا کنـد. تنها ملت‌های متمول که به مدارج بالای صنعتی‌سازی و شهرنشینی رسیـده‌اند، به‌نظر می‌رسـد که در برابر ویروس افراط‌گرایی مصونیت دارند، گرچه گاهی در ایالات متحـدۀ آمریکا و کانادا نیز نشانه‌هایی به چشم می‌آید، که معلوم می‌دارد، خرده‌کارفرمایان مستقل آرام‌آرام به سمت‌ بیگانگی از نظام دموکراتیک میل می‌کنند.

نظر کاربران