۱۱:۰۲
افراط‌گرایی میانه؛ نظریه‌ای پیرامون فاشیسم

مهدی تدینی

این نوشتار تنها به جایگاه نظریۀ فاشیسم سیمور مارتین لیپست در گسترۀ نظریه‌های فاشیسم می‌پردازیم. جالب‌ترین نکته‌ای که در مطالعۀ نظریۀ لیپست به چشم می‌آید این است که پس از مطالعۀ نظریۀ او دیگر نمی‌توان فاشیسم را پدیده‌ای دست راستی پنداشت. لیپست خاستگاه و کارکرد فاشیسم را یکسر در «طبقۀ متوسط» و در جریان سیاسی میانه تعریف می‌کند. در پی این نوشتار ترجمۀ مقالۀ مفصلی را از لیپست، جامعه‌شناس سیاسی، آورده‌ام که کلیات نظریۀ فاشیسم او را به خوبی شرح می‌دهد. لیپست در این مقاله به تحلیل جامعه‌شناختی از فاشیسم پرداخته و در نهایت به تعریف خاص خود از فاشیسم رسیده و در یک کلام فاشیسم را «افراط‌گرایی میانه» می‌داند، مفهومی که خود او وارد جامعه‌شناسی سیاسی کرد. آنچه در مقالۀ او («فاشیسم»، چپ، راست و میانه) می‌خوانیم اثبات همین ادعای اوست: چنان‌که او در کتاب انسان سیاسی (1959) ـ کتابی که 400 هزار نسخه از آن به فروش رسید و به بیش از 20 زبان ترجمه شد ـ شرح می‌دهد افراط‌گرایی چپ پایگاه خود را در لایه‌های پایینی و طبقۀ کارگر دارد، افراط‌گرایی دست راستی در لایه‌های بالایی ریشه دارد و زادگاه فاشیسم نیز در لایه‌های متوسط است؛ متوسط از منظر اقتصاد اجتماعی. به این ترتیب لیپست گونۀ جدیدی از افراط‌گرایی را در کنار دو گونۀ چپ و راست افراط‌گرایی شناسایی می‌کند: فاشیسم.

نظر کاربران