۱۰:۵۴
ائتلاف لیبرالیسم و سوسیالیسم؛ تحلیلی از سند مواضع و برنامه‌های حزب دموکرات آمریکا

حسین دهشیار

از زمان به صحنه آمدن عصر مدرن حزبی در ایالات متحده آمریکا که آغاز آن به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد، انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ را باید غیرمتعارف‌ترین انتخاباتی دانست که در چارچوب هیچ یک از الگوهای تاریخی انتخاباتی و حزبی نمی‌گنجد. در یک سوی گسل حزبی، کاندیدایی قرار دارد که کمترین اعتماد را در میان رأی‌دهندگان بهره‌مند می‌باشد، در عین اینکه فزون‌ترین کاستی‌های حقوقی، سیاسی و مالی را به عنوان رئیس‌جمهور احتمالی متجلی ساخته است. در سوی دیگر گسل حزبی، کمترین تجربه سیاسی، قلیل‌ترین گرایش اعتقادی، غیرقابل‌رویت‌ترین تعلق حزبی، در عین وجود فزون‌ترین رویارویی با مؤلفه‌های نظم حاکم انتخاباتی و ارزش‌های مورد توافق نخبگان سیاسی، فراوان به چشم می‌آید. رهبران حزبی و سلسله مراتب قدرت دستگاه حزب دموکرات در تمام سطوح، به طور یکپارچه و بدون کمترین دوباره‌اندیشی، کاندیدای حزب را برای انتخابات ماه نوامبر حمایت کرده‌اند؛ در حالی که کثیری از رأی‌دهندگان لیبرال که روح حزب دموکرات می‌باشند، وسیع‌ترین ناخرسندی را به انتخاب اجماع نخبگان حزبی با رأی خود در طول انتخابات درون‌حزبی به نمایش گذاشته‌اند. رأی‌دهندگان محافظه‌کار که قلب حزب جمهوری‌خواه محسوب می‌شوند، در کنار دیگر رأی‌دهندگان حزبی با حضور وسیع خود در مراحل مختلف انتخابات درون‌حزبی (که تعداد آنان در طول تاریخ حزب جمهوری‌خواه بالاترین بوده) به تن فردی کسوت کاندیدای حزب در انتخابات ماه نوامبر پوشاندند که گسترده‌ترین انتقادها و حملات را از سوی روشنفکران مدافع ارتدوکسی حزبی، رهبران حزبی و به طور کلی دستگاه قدرت حزبی در سرتاسر کشور و در تمامی سطوح مواجه گشت. شکاف دیدگاهی و ارزیابی متفاوت از شرایط در حوزه‌های مختلف حیات بین رأی‌دهندگان و ساختار قدرت حزبی در هر دو سوی گسل انتخاباتی آنچنان واضح و مشهود است که محققاً نتایج رأی‌گیری در طول انتخابات درون‌حزبی آن را کاملاً برجسته ساخته است.

نظر کاربران