منطق «عمل حکومت»، به تعبیر میرزا ابوالقاسم قائممقام، منطق حقیقت رابطۀ نیروهاست و این منطق ظرافتها و پیچیدگیهایی دارد که جز با اعتنای به قانونهای آن نمیتوان در آن عمل وارد شد. ماکیاوللی، که به عنوان فرستادۀ سیاسی، رجل سیاسی و نظریهپرداز تأملی ژرف در رابطۀ نیروها و مناسبات قدرت کرده بود، بر این نکته تأکید کرده است که «آنکه واقعیت را با خیالی از آن سودا کند، هلاک خود جسته است»، یعنی آنکه نعلین توهم را از پای بیرون نکرده باشد، و در عمل حکومت و نظر آن وارد شود، بر او آن خواهد آمد که بر موسیٰ در طور سینا آمد : و خَرَّ موسیٰ صَعِقاً! اگر تا کنون به این لطیفۀ پی نبردهایم که مناسبات سیاسی ایران با کشورهای همجوار و جهان جز در چهارچوب منافع ایران نمیتواند فهمیده و مدیریت شود و با توجه به آن تحقق خارجی پیدا کند، از سیاست هیچ نفهمیدهایم. تنها واحدی که مناسبات سیاسی میتواند در محدودۀ آن قرار گیرد کشور– ملّت است و لاغیر! در کشوری آزاد، در چهارچوب این وحدت همه چیز قابل مذاکره است، اما اصل این وحدت به هیچ وجه قابل مذاکره نیست. ایدئولوژیهای دهۀ شصت سدۀ گذشتۀ میلادی، در ظاهرِ «مترقیِ» نظریههای «پان ...ایسم»، کوشش میکردند به توهم پایان دولتهای ملّی دامن بزنند، اما هیچ یک از این ایدئولوژیهای برحسب تعریف فراملّی را نمیشناسیم که در خدمت دولتهای بیگانه نبوده باشد.
سیدجواد طباطبایی
منطق «عمل حکومت»، به تعبیر میرزا ابوالقاسم قائممقام، منطق حقیقت رابطۀ نیروهاست و این منطق ظرافتها و پیچیدگیهایی دارد که جز با اعتنای به قانونهای آن نمیتوان در آن عمل وارد شد. ماکیاوللی، که به عنوان فرستادۀ سیاسی، رجل سیاسی و نظریهپرداز تأملی ژرف در رابطۀ نیروها و مناسبات قدرت کرده بود، بر این نکته تأکید کرده است که «آنکه واقعیت را با خیالی از آن سودا کند، هلاک خود جسته است»، یعنی آنکه نعلین توهم را از پای بیرون نکرده باشد، و در عمل حکومت و نظر آن وارد شود، بر او آن خواهد آمد که بر موسیٰ در طور سینا آمد : و خَرَّ موسیٰ صَعِقاً! اگر تا کنون به این لطیفۀ پی نبردهایم که مناسبات سیاسی ایران با کشورهای همجوار و جهان جز در چهارچوب منافع ایران نمیتواند فهمیده و مدیریت شود و با توجه به آن تحقق خارجی پیدا کند، از سیاست هیچ نفهمیدهایم. تنها واحدی که مناسبات سیاسی میتواند در محدودۀ آن قرار گیرد کشور– ملّت است و لاغیر! در کشوری آزاد، در چهارچوب این وحدت همه چیز قابل مذاکره است، اما اصل این وحدت به هیچ وجه قابل مذاکره نیست. ایدئولوژیهای دهۀ شصت سدۀ گذشتۀ میلادی، در ظاهرِ «مترقیِ» نظریههای «پان ...ایسم»، کوشش میکردند به توهم پایان دولتهای ملّی دامن بزنند، اما هیچ یک از این ایدئولوژیهای برحسب تعریف فراملّی را نمیشناسیم که در خدمت دولتهای بیگانه نبوده باشد.