فهم امامشناسی ناصرخسرو، در گروی بررسی این مقوله از دو منظر اساسی است. نخست اینکه بحث در امامت را، به مثابه بحث در باب اصل محوری و مقوم اندیشه شیعی مورد ملاحظه قرار دهیم. اصل امامت، در کانون فقه و کلام آئین تشیع قرار دارد و از این حیث تفاوتی میان فرق مختلف شیعه وجود ندارد. شیعه اعتقاد داشت که مهمترین مسئلهای که مسلمانان پس از رحلت پیامبر(ص) با آن رویارو شدند، توضیح و تبیین تعالیم اسلامی و اصول و عقاید دینی است؛ و این بدان علت بود که آنان میدانستند تعالیم قرآن و شرع مقدس، که از منبعی ورای دریافت انسان معمولی صدور یافته است، دربردارنده حقایق و مقاصد نهانی و باطنی است که «عقل» انسان مستقیما قادر به درک و حصول آن نیست؛ لاجرم وجود شخصیتی که مرجعیت و حجیت دینی داشته باشد، یعنی شخص امام، ضروری بود.
شروین مقیمی
فهم امامشناسی ناصرخسرو، در گروی بررسی این مقوله از دو منظر اساسی است. نخست اینکه بحث در امامت را، به مثابه بحث در باب اصل محوری و مقوم اندیشه شیعی مورد ملاحظه قرار دهیم. اصل امامت، در کانون فقه و کلام آئین تشیع قرار دارد و از این حیث تفاوتی میان فرق مختلف شیعه وجود ندارد. شیعه اعتقاد داشت که مهمترین مسئلهای که مسلمانان پس از رحلت پیامبر(ص) با آن رویارو شدند، توضیح و تبیین تعالیم اسلامی و اصول و عقاید دینی است؛ و این بدان علت بود که آنان میدانستند تعالیم قرآن و شرع مقدس، که از منبعی ورای دریافت انسان معمولی صدور یافته است، دربردارنده حقایق و مقاصد نهانی و باطنی است که «عقل» انسان مستقیما قادر به درک و حصول آن نیست؛ لاجرم وجود شخصیتی که مرجعیت و حجیت دینی داشته باشد، یعنی شخص امام، ضروری بود.