هایدگر به دنبال تحقق عینی بخشیدن به افکار خود بود. او می خواست نتایجی که در آثار فلسفی خود گرفته و ماحصل کوشش فکری خود را توسط یک فاعل قدرتمند، یعنی رژیم نازی، جامه عمل بپوشاند. اینجاست که دیگر صرفا با متفکری منتقد تاریخ فلسفه غرب، خصم مدرنیته و بنیادهای لیبرالی آن و مخالف انسان عصر جدید مواجه نیستیم بلکه با ایدئولوگی خطرناک مواجهیم که حداقل در سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۵ کوشید تا فلسفه سیاسی ای برای هیتلر و رژیم او تدوین کند، فلسفه سیاسی ای که با نقد تمام نظریه های دولت و با عطف به بیت الغزل «فراموشی وجود» رژیم نازی را به سوی دولتی رهنمون شود که با تسویه حساب با تاریخ متافیزیک غربی و ریشه کن کردن مدرنیته و مظاهر آن بویژه مظاهر مدنی جدید، یعنی صنعت و تکنولوژی و پیشرفت علم، جایی برای تحقق رویای خود یعنی آشکار شدن وجود و بازگشت به اساطیرالاولین در تاریخ باز کند.
محمد ایمانی
هایدگر به دنبال تحقق عینی بخشیدن به افکار خود بود. او می خواست نتایجی که در آثار فلسفی خود گرفته و ماحصل کوشش فکری خود را توسط یک فاعل قدرتمند، یعنی رژیم نازی، جامه عمل بپوشاند. اینجاست که دیگر صرفا با متفکری منتقد تاریخ فلسفه غرب، خصم مدرنیته و بنیادهای لیبرالی آن و مخالف انسان عصر جدید مواجه نیستیم بلکه با ایدئولوگی خطرناک مواجهیم که حداقل در سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۵ کوشید تا فلسفه سیاسی ای برای هیتلر و رژیم او تدوین کند، فلسفه سیاسی ای که با نقد تمام نظریه های دولت و با عطف به بیت الغزل «فراموشی وجود» رژیم نازی را به سوی دولتی رهنمون شود که با تسویه حساب با تاریخ متافیزیک غربی و ریشه کن کردن مدرنیته و مظاهر آن بویژه مظاهر مدنی جدید، یعنی صنعت و تکنولوژی و پیشرفت علم، جایی برای تحقق رویای خود یعنی آشکار شدن وجود و بازگشت به اساطیرالاولین در تاریخ باز کند.