به نظر میرسد که نظم نهادین آنارشیک (وارستهگر-وابستهساز-وارفتهشو و فروپاشیده) بینالملل، که محصول کنگره وستفالیا بود، در حال گذار به فضای متنی فردی-جهانی شدهایست که سه نوع انسان محصول آن خواهد بود: وارسته، وابسته و وارفته یا فروپاشیده. به رغم بیمعناشدن مقتضیات متنی نهادین وستفالیائی، واشکافی تبارشناختی کنگره وستفالیا به لحاظ زیر، حاوی درسی است بر هر سه نوع انسان پیشگفته: رابطه دگرگونساز متقابل به نفع وارستهگرائی بین 1) مقتضیات ذهنیت راهجویانه بانیان کنگره وستفالیا در مدیریت مدبرانه 2) با مقتضیات محیطی نامطلوب. پس از ارائه فضای متنی مفهومی-نظری برای واشکافی-تبارشناسانه کنگره وستفالیا، طی گفتار دوم، مقتضیات محیطی و فکری و زیستمانی ظهور کنگره وستفالیا را مطرح میکنیم. در گفتار سوم، به واشکافی روندها، و پیامدهای کنگره وستفالی میپردازیم.
حسین سیفزاده
به نظر میرسد که نظم نهادین آنارشیک (وارستهگر-وابستهساز-وارفتهشو و فروپاشیده) بینالملل، که محصول کنگره وستفالیا بود، در حال گذار به فضای متنی فردی-جهانی شدهایست که سه نوع انسان محصول آن خواهد بود: وارسته، وابسته و وارفته یا فروپاشیده. به رغم بیمعناشدن مقتضیات متنی نهادین وستفالیائی، واشکافی تبارشناختی کنگره وستفالیا به لحاظ زیر، حاوی درسی است بر هر سه نوع انسان پیشگفته: رابطه دگرگونساز متقابل به نفع وارستهگرائی بین 1) مقتضیات ذهنیت راهجویانه بانیان کنگره وستفالیا در مدیریت مدبرانه 2) با مقتضیات محیطی نامطلوب. پس از ارائه فضای متنی مفهومی-نظری برای واشکافی-تبارشناسانه کنگره وستفالیا، طی گفتار دوم، مقتضیات محیطی و فکری و زیستمانی ظهور کنگره وستفالیا را مطرح میکنیم. در گفتار سوم، به واشکافی روندها، و پیامدهای کنگره وستفالی میپردازیم.