در مقدمه «نظم جهانی» آمده است: «هرگز هیچ نظم واقعا جهانیای وجود نداشته است. آنچه به عنوان نظم به ما رسیده چهار قرن پیش در غرب اروپا تدبیر شده است، در کنفرانس صلح وستفالیای آلمان که بدون دخالت یا حتی آگاهی بیشتر دیگر کشورها یا تمدنها برگزار شد. یک قرن نزاع فرقهای و تغییرات سیاسی در اروپای مرکزی، در جنگهای 30 ساله سالهای 1618 تا 1648 به اوج خود رسیده بود؛ آتشی که در آن مجادلههای سیاسی و مذهبی به هم آمیختند، جنگجویان علیه مراکز جمعیتی «جنگی تمامعیار» به راه انداختند و تقریبا یکچهارم جمعیت مرکز اروپا در مبارزه، بیماری یا گرسنگی مردند. مشارکتکنندگان خسته از جنگ در نهایت با یکدیگر دیدار کردند تا ترتیباتی اتخاذ کنند که خونریزی را بند آورد. اتحاد مذهبی با بقا و گسترش پروتستانیسم شکسته شده بود، گونهگونی سیاسی در ذات شماری از واحدهای سیاسی خودمختار بود که نبردشان به بنبست رسیده بود. بنابراین مسئله این بود که اروپا به شرایط جهان معاصر نزدیک شده بود.»
هنری کیسینجر/ ترجمه حمیدرضا آریانپور
در مقدمه «نظم جهانی» آمده است: «هرگز هیچ نظم واقعا جهانیای وجود نداشته است. آنچه به عنوان نظم به ما رسیده چهار قرن پیش در غرب اروپا تدبیر شده است، در کنفرانس صلح وستفالیای آلمان که بدون دخالت یا حتی آگاهی بیشتر دیگر کشورها یا تمدنها برگزار شد. یک قرن نزاع فرقهای و تغییرات سیاسی در اروپای مرکزی، در جنگهای 30 ساله سالهای 1618 تا 1648 به اوج خود رسیده بود؛ آتشی که در آن مجادلههای سیاسی و مذهبی به هم آمیختند، جنگجویان علیه مراکز جمعیتی «جنگی تمامعیار» به راه انداختند و تقریبا یکچهارم جمعیت مرکز اروپا در مبارزه، بیماری یا گرسنگی مردند. مشارکتکنندگان خسته از جنگ در نهایت با یکدیگر دیدار کردند تا ترتیباتی اتخاذ کنند که خونریزی را بند آورد. اتحاد مذهبی با بقا و گسترش پروتستانیسم شکسته شده بود، گونهگونی سیاسی در ذات شماری از واحدهای سیاسی خودمختار بود که نبردشان به بنبست رسیده بود. بنابراین مسئله این بود که اروپا به شرایط جهان معاصر نزدیک شده بود.»