۱۹:۲۰
پیامبر و مفتّش؛ حاشیه‌ای بر مقالۀ هاروی منسفیلد درباره ماکیاوللی پژوهی لئو اشتراوس

جی. ای پاکاک/ ترجمه زانیار ابراهیمی

دشوار بتوان دربارۀ مقالۀ منسفیلد بحث کرد، چون او در این مقاله کمابیش گلایه می‌کند که کتاب لئو اشتراوس، اندیشه هایی در باب ماکیاوللی، هرگز به درستی مورد نقد قرار نگرفته است و کمابیش نظراتی پیش می نهد که عملاً راه را بر عرضۀ نقدی مناسب بر این کتاب می بندد. مقالۀ منسفیلد تا حدودی شامل اظهاراتی است که همۀ منتقدانِ اشتراوس را به طرز رقت انگیزی نالایق می خواند و تا حدودی حاوی فرض هایی روش‌شناختی است که کار اشتراوس را در مرتبه ای فراتر از نقد قرار می دهد - و این بی‌شک کار او را به لحاظ انتقادی بی ارزش می کند. منسفیلد معبدی گردِ استادش می سازد و ملحدان را هشدار می دهد تا دور شوند، هم از خدایی که درون معبد نشسته است و هم از نگاهبانانِ تا بُن دندان مسلّحی چون او که در اطراف معبد کشیک می دهند. معبدِ اشتراوس هفت دیوار دارد که یکی دوتایشان را با چشمِ سر نمی توان دید. دشوار بتوان به معبد یا بیشۀ اشتراوس نفوذ کرد و هرکس بکوشد به حریمِ مقدس آن وارد شود و با خدای همه‌چیز‌دان به گفت و گو بنشنید، خود را به خطر افکنده است. شگفت آور نیست اگر برخی از ما بخواهند از معبد دوری کنند و هنگامی که فرشته ها با سرنیزها شان به حالت آماده‌باش نزدیک می شوند سکوت اختیار کنند و دست آخر خود با هر چه در چنته دارند به بررسی اندیشه های نیکولو ماکیاوللی مشغول شوند.

نظر کاربران