هرکس کتاب شهریار ماکیاوللی را در دست میگیرد، مشهورترین کتابی را که تا به حال درباره سیاست نوشته شده، برای مطالعه برگزیده است. چهبسا جمهوری افلاطون، نزدیکترین رقیب شهریار ماکیاوللی باشد. فرقشان در این است که جمهوری افلاطون سیاست را در بستر و زمینه اموری بررسی میکند که بر فراز سیاست ایستادهاند. بدین ترتیب افلاطون سیاست را جایگاهی محدود و فروتر میبخشد. چنانکه خواهیم دید، ماکیاوللی نیز در شهریار، سیاست را در ارتباط با اموری بررسی میکند که در خارج از آن قرار دارند. با وجود این ماکیاوللی به نتایج بسیار متفاوتی میرسد. سیاست در نظر ماکیاوللی محدود به اموری نیست که بر فرازش ایستادهاند. ماکیاوللی اموری را که معمولاً در خارج از سیاست قرار داده میشوند - یعنی پیش دادههایی که در هر موقعیت سیاسی وجود دارند - بیش از پیش تحت سیطره سیاست قرار میدهد؛ بیش از آنچه سیاستمداران، مردمان و فیلسوفان تا کنون پنداشتهاند. بدینسان وقتی سیاست را به خاطر خود سیاست مورد توجه قرار میدهیم، و به اموری که بر فراز سیاست قرار گرفتهاند محدودش نمیکنیم، درمییابیم که شهریار ماکیاوللی مشهورترین کتابی است که درباره سیاست نگاشته شده است. شهرت شهریار دقیقاً بدین روست که نخستین و بهترین کتابی است که استدلال میکند سیاست قواعد خودش را دارد، و باید چنین نیز باشد؛ و سیاست نباید قواعد دیگری را - هر چه باشد - پذیرا شود یا از منبع و سرچشمه دیگری سیراب گردد، سرچشمهای که در آن چیزی بر چیزهای دیگر فایق نمیآید یا سایه نمیگسترد. شهریار موجزتر و پرمغزتر از کتاب مهم دیگر ماکیاوللی، گفتارها است؛ چه شهریار خطاب به لورنزو دی مدیچی نگاشته شده؛ شهریاری که به کار پرمشغله روزگار ما سرگرم بود، و وقت چندانی برای مطالعه نداشت. بدینرو شهریار اندرز و توصیهای سیاسی به سیاستمداری پرمشغله است، اندرزی بدین مضمون که سیاست را نباید به چیزی جز امر سیاسی محدود کرد؛ و شهرت بسیار بیشتر شهریار نسبت به گفتارها از همین روست.
هاروی منسفیلد/ ترجمه زانیار ابراهیمی
هرکس کتاب شهریار ماکیاوللی را در دست میگیرد، مشهورترین کتابی را که تا به حال درباره سیاست نوشته شده، برای مطالعه برگزیده است. چهبسا جمهوری افلاطون، نزدیکترین رقیب شهریار ماکیاوللی باشد. فرقشان در این است که جمهوری افلاطون سیاست را در بستر و زمینه اموری بررسی میکند که بر فراز سیاست ایستادهاند. بدین ترتیب افلاطون سیاست را جایگاهی محدود و فروتر میبخشد. چنانکه خواهیم دید، ماکیاوللی نیز در شهریار، سیاست را در ارتباط با اموری بررسی میکند که در خارج از آن قرار دارند. با وجود این ماکیاوللی به نتایج بسیار متفاوتی میرسد. سیاست در نظر ماکیاوللی محدود به اموری نیست که بر فرازش ایستادهاند. ماکیاوللی اموری را که معمولاً در خارج از سیاست قرار داده میشوند - یعنی پیش دادههایی که در هر موقعیت سیاسی وجود دارند - بیش از پیش تحت سیطره سیاست قرار میدهد؛ بیش از آنچه سیاستمداران، مردمان و فیلسوفان تا کنون پنداشتهاند. بدینسان وقتی سیاست را به خاطر خود سیاست مورد توجه قرار میدهیم، و به اموری که بر فراز سیاست قرار گرفتهاند محدودش نمیکنیم، درمییابیم که شهریار ماکیاوللی مشهورترین کتابی است که درباره سیاست نگاشته شده است. شهرت شهریار دقیقاً بدین روست که نخستین و بهترین کتابی است که استدلال میکند سیاست قواعد خودش را دارد، و باید چنین نیز باشد؛ و سیاست نباید قواعد دیگری را - هر چه باشد - پذیرا شود یا از منبع و سرچشمه دیگری سیراب گردد، سرچشمهای که در آن چیزی بر چیزهای دیگر فایق نمیآید یا سایه نمیگسترد. شهریار موجزتر و پرمغزتر از کتاب مهم دیگر ماکیاوللی، گفتارها است؛ چه شهریار خطاب به لورنزو دی مدیچی نگاشته شده؛ شهریاری که به کار پرمشغله روزگار ما سرگرم بود، و وقت چندانی برای مطالعه نداشت. بدینرو شهریار اندرز و توصیهای سیاسی به سیاستمداری پرمشغله است، اندرزی بدین مضمون که سیاست را نباید به چیزی جز امر سیاسی محدود کرد؛ و شهرت بسیار بیشتر شهریار نسبت به گفتارها از همین روست.