برخی از اندیشمندان غربی که روی تاریخ ایران کار کردهاند، مثل گویتاین و دیگران، به برخی وجوه تشابه میان نیکولو ماکیاوللی (سده شانزده میلادی) و ابنمقفع (سده دوم هجری) اشارههایی کردهاند ولی تاکنون بررسی جامعی در اینباره به عمل نیامده است. در این نوشته سعی خواهد شد این موضوع را در حد حوصله یک مقاله مورد بررسی قرار داده و برخی وجوه تشابه ممکن میان آن دو را احصاء نماییم. لازم به یادآوری است که کلیه ارجاعات ما در مورد ماکیاوللی به دو کتاب گفتارها و شهریار و براساس ترجمه هاروی منسفیلد، و در مورد ابنمقفع به رساله فیالصحابه خواهد بود.
مصطفی نصیری
برخی از اندیشمندان غربی که روی تاریخ ایران کار کردهاند، مثل گویتاین و دیگران، به برخی وجوه تشابه میان نیکولو ماکیاوللی (سده شانزده میلادی) و ابنمقفع (سده دوم هجری) اشارههایی کردهاند ولی تاکنون بررسی جامعی در اینباره به عمل نیامده است. در این نوشته سعی خواهد شد این موضوع را در حد حوصله یک مقاله مورد بررسی قرار داده و برخی وجوه تشابه ممکن میان آن دو را احصاء نماییم. لازم به یادآوری است که کلیه ارجاعات ما در مورد ماکیاوللی به دو کتاب گفتارها و شهریار و براساس ترجمه هاروی منسفیلد، و در مورد ابنمقفع به رساله فیالصحابه خواهد بود.