۷:۳۰
اردک،فرمانروای نیویورک!

وقتی واقعیت خسته شد، خیال رژه رفت.

هیچ‌کس نفهمید دقیقاً کی شروع شد؛ اما وقتی اردک غول‌پیکر زرد وسط میدان تایمز ظاهر شد، دنیا یک‌دفعه جدی بودن را کنار گذاشت. کارمندان کت‌وشلواری، سوار بر تک‌چرخه، به آسمان مشت می‌کوبیدند و کبوترهایی با عینک دودی از مقابلشان رژه می‌رفتند. آسمان پر از کاغذهای رنگی بود، و آدم‌ها برای چند لحظه یادشان رفت جلسه دارند، قبض دارند، زندگی سخت است. این یک جشن نبود، یک یادآوری بود: زندگی، گاهی فقط باید عجیب باشد تا واقعی‌تر به‌نظر برسد.

نظر کاربران