۱۹:۲۹
بخش سوم

رسول جعفریان

نزدیک ظهر است قطعه شیرمین از دور پیداست، ولی قدری از جاده عمومی کنار واقع شده، دو سوار به طرف ما می‌آیند. همین که رسیدند از روی اسب پیاده شده، یکی از آن دو جلو کجاوه را گرفته، آقا: حقیر آدم حاج سیدرضا آقا هستم. از جانب ایشان در ده کلوانی تدارک ناهار و شام بندگان عالی را دیده‌ام، چه امر می‌دهید؟ گفتم: بسیار خوب آماده باش، حضرت خدایگان جایی وعده نخواهند داد

نظر کاربران