لوک به چرتی فرو رفت که پر از خوابهای تکه تکۀ ناخوشایند بود. وقتی که آهنگ دینگ دونگ شام به صدا درآمد از خواب پرید و از شنیدن آن صدا خوشحال شد. نیکی اشتباه کرده بود؛ او دلش میخواست غذا بخورد، و به اندازه غذا، گرسنه¬ی با بچهها بودنِ بود. با این حال، قدم به درون غذاخوری گذاشت تا بفهمد که آیا بچهها سربهسرش گذاشتهاند یا نه؟ آنها شوخی نکرده بودند. کنار دستگاه تنقلات، انواع سیگار وجود داشت. مربع نورانی بالای دستگاه مرد و زنی را با لباسهای شیک در حال سیگار کشیدن و خندیدن در یک بالکن نشان میداد. کنار آن هم، دستگاه ژتونی¬ای پر از نوشابههای الکلی بزرگسالان که درون بطریهای کوچک سرو می¬شدند وجود داشت – چیزی که بچههای مشروب خورِ مدرسه برود بهشون میگفتند بطریهای هواپیمایی. با هشت ژتون میتوانستی یک پاکت سیگار دریافت کنی؛ یک بطری کوچک نوشابه الکلی پنج ژتون بود. در سمت مقابل اتاق دستگاه خنک ک
استفن کینگ
لوک به چرتی فرو رفت که پر از خوابهای تکه تکۀ ناخوشایند بود. وقتی که آهنگ دینگ دونگ شام به صدا درآمد از خواب پرید و از شنیدن آن صدا خوشحال شد. نیکی اشتباه کرده بود؛ او دلش میخواست غذا بخورد، و به اندازه غذا، گرسنه¬ی با بچهها بودنِ بود. با این حال، قدم به درون غذاخوری گذاشت تا بفهمد که آیا بچهها سربهسرش گذاشتهاند یا نه؟ آنها شوخی نکرده بودند. کنار دستگاه تنقلات، انواع سیگار وجود داشت. مربع نورانی بالای دستگاه مرد و زنی را با لباسهای شیک در حال سیگار کشیدن و خندیدن در یک بالکن نشان میداد. کنار آن هم، دستگاه ژتونی¬ای پر از نوشابههای الکلی بزرگسالان که درون بطریهای کوچک سرو می¬شدند وجود داشت – چیزی که بچههای مشروب خورِ مدرسه برود بهشون میگفتند بطریهای هواپیمایی. با هشت ژتون میتوانستی یک پاکت سیگار دریافت کنی؛ یک بطری کوچک نوشابه الکلی پنج ژتون بود. در سمت مقابل اتاق دستگاه خنک ک