۱۵:۲۴
کتاب پنجم له و علیه

داستایفسکی

خانم خوخلاکوف باز هم اولین شخصی بود که با آلیوشا ملاقات کرد. او آشفته و پریشان بود. اتفاق ناگواری رخ داده بود. حملات عصبی کاترینا ایوانوونا منجر به بیهوشی شده بود. حالا هم دچار ضعف شدید بود. چشمانش به سمت بالا چرخیده بود و شروع به هذیان گفتن کرده بود. تب شدیدی داشت. کسی را به دنبال دکتر هرزنس توب و عمه¬هایش فرستاده بودند. عمه‌هایش آمده بودند اما هنوز از دکتر خبری نبود. همه با نگرانی انتظار می‌کشیدند و می¬پرسیدند: «الان بیهوش بود اگر دچار تب مغزی شده باشد چه می¬شود؟»

نظر کاربران