۱۵:۱۲
کتاب سوم شهوت‌پرستان  

داستایفسکی

گریگوری و اسمردیاکوف، پشت سر دیمیتری، به سمت اطاق دویدند. آنها در سرسرای جلوی اطاق با دیمیتری درگیر شده بودند. (فئودور پاولوویچ چند روز قبل به آنها دستور داده بود که از ورود دیمیتری به خانه جلوگیری کنند.) دیمیتری لحظه¬ای در سالن ایستاد و نگاهی به اطراف انداخت. گریگوری از این فرصت استفاده کرد، میز را دور زد و به سمت در انتهای سالن رفت، در اطاق را بست و خودش دست به سینه جلوی در ایستاد. گویی می¬خواست نشان دهد که حاضر است تا پای جان ایستادگی کند. دیمیتری پتروویچ با دیدن این منظره و رفتار مستخدمین نعره وحشتناکی کشید و به سمت گریگوری حمله کرد و گفت: «پس آن زن آنجاست! در آن اطاق پنهان شده، از سر راهم کنار برو پست فطرت!»

نظر کاربران