۱۹:۵۹
پایانی برای جهان نیست_ به تگزاس خوش آمدید

استیون کینگ

هالی نفس عمیقی کشید و ایستاد، موها پریشان، کت از یک طرف آویزان، بلوز بیرون از شلوار. رالف فکر کرد قیافه او هم جذاب است و هم بسیار شکننده. «خوب شد. من به تخت خواب می‌رم.» رالف او را تا کنار در همراهی کرد و در را باز کرد. هنگامی که هالی به بیرون قدم می‌گذاشت، رالف گفت، «پایانی برای جهان نیست.» هالی موقرانه به او نگاهی انداخت. «درسته. پایانی برای شگفتی‌ها نیست.

نظر کاربران