دریای سیاه به داخل هجوم می¬آورد. سرمای¬اش لوییزا را به هوش می¬آورد. فولکس واگنش با زاویه¬ی چهل و پنج درجه برخورد کرد و در نتیجه صندلی ستون فقراتش را حفظ کرد، اما حالا ماشین دارد وارونه تاب می¬خورد. کمربندی ایمنی او را در چند اینچی شیشه¬ی جلو نگه داشته. یا برو بیرون یا همین¬جا می¬میری. لوییزا وحشت می¬کند، آب وارد ریه¬اش می¬شود و سرفه¬کنان به دنبال هوا می¬گردد. کمربند رو باز کن. پیچ و تاب می¬خورد و دستش را به قفل کمربند می¬رساند. دکمه¬شو فشار بده
دیوید میچل
دریای سیاه به داخل هجوم می¬آورد. سرمای¬اش لوییزا را به هوش می¬آورد. فولکس واگنش با زاویه¬ی چهل و پنج درجه برخورد کرد و در نتیجه صندلی ستون فقراتش را حفظ کرد، اما حالا ماشین دارد وارونه تاب می¬خورد. کمربندی ایمنی او را در چند اینچی شیشه¬ی جلو نگه داشته. یا برو بیرون یا همین¬جا می¬میری. لوییزا وحشت می¬کند، آب وارد ریه¬اش می¬شود و سرفه¬کنان به دنبال هوا می¬گردد. کمربند رو باز کن. پیچ و تاب می¬خورد و دستش را به قفل کمربند می¬رساند. دکمه¬شو فشار بده