من و جرجیِ¬پیر، بیشتر از اونی که یادآوریش برام راحت باشم، گذرمون بهم افتاده و بعدِ این که بمیرم هیشکی نیس بگه اون شیطون چه کارها نکرده و چه بلاها که سرم نیاورده... پس یه تیکه از اون گوشت بهم بده تا منم از اولین ملاقات¬مون برات بگم. یه تیکه¬ی چرب و چیل و آبدار، نه از اون ورقه¬ی نازک جزغاله¬ی پیشکشی¬¬ات...
دیوید میچل
من و جرجیِ¬پیر، بیشتر از اونی که یادآوریش برام راحت باشم، گذرمون بهم افتاده و بعدِ این که بمیرم هیشکی نیس بگه اون شیطون چه کارها نکرده و چه بلاها که سرم نیاورده... پس یه تیکه از اون گوشت بهم بده تا منم از اولین ملاقات¬مون برات بگم. یه تیکه¬ی چرب و چیل و آبدار، نه از اون ورقه¬ی نازک جزغاله¬ی پیشکشی¬¬ات...